از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام باقر (ع) – دلم پَر مى زند امشب براى حضرت باقر

دلم پَر مى زند امشب براى حضرت باقر
که گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر

ندیده دیده گیتى به علم و دانش و تقوا
کسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده
سلاطین جهان یکسر گداى حضرت باقر

زبان از وصف او اَلکَن قلم از مدح او عاجز
که جز حق کس نمى داند بهاى حضرت باقر

نزاید مادر گیتى ز بهر خدمت مردم
به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر

بود عقل بشر مات و به حیرت عارف و دانا
ز صدق و پاکى و مهر و وفاى حضرت باقر

به ذرات جهان یکسر بود او هادى رهبر
که جان عالمى گردد فداى حضرت باقر

به زیر ابر پنهان شد مه و خورشید از حجلت
ز شرم نورروى دلرباى حضرت باقر

برو کسب فضیلت کن چو مردان خدا اى دل
ز بحر دانش بى منتهاى حضرت باقر

اگر گردد شفیع ما به نزد خالق یکتا
به هر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر

خدا ایمن کند او را ز بیم آتش دوزخ
هر آن کس پا گذارد جاى پاى حضرت باقر

ز اندوه و غم و محنت بود آسوده و راحت
به زیر سایه و تحت لواى حضرت باقر

بود «ژولیده» را این بس که از لطف خداوندى
زند صبح و مسا دم از ولاى حضرت باقر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 + شش =