امامت و رهبری، حاکمان زمان

امام باقر در دوران حکومت بنی امیه

امام باقر علیه السلام در دوران حکومت امویان می زیست و فراز و نشیب های سیاسی مختلفی را از نزدیک دیده بود؛ از جمله واقعه عاشورا، واقعه حرّه، آتش زدن کعبه، قیام توابین و انتقام گیری مختار، تسلط زبیریان بر حجاز و امویان بر شام.
او چهار سال از آغاز عمر شریف خود را در سایه جد بزرگوارش، امام حسین علیه السلام سپری کرد و در طفولیت، با حادثه ای تلخ و جانگداز روبه رو گردید؛ حادثه ای که در آن، عموها و بیشتر مردان خاندان مطهر آن حضرت به شهادت رسیدند. امام باقر علیه السلام فاجعه عاشورا و کشته شدن جد بزرگوارش، امام حسین علیه السلام را به چشم خویش دید و خود نیز به حال اسارت نزد حاکمان طاغوت در کوفه و شام برده شد. بنابراین، در تمام محنت ها و مصیبت های دردناکی که قلب ها از شنیدن آن به درد می آید، با کاروان اسیران اهل بیت علیهم السلام همراه و شریک بوده است. وی سخنان پدر بزرگوار خود را شنید که در شهر شام خطاب به طاغوت متکبر زمانه، یزید فرمود: «یَا یَزیدُ! و مُحمَّدٌ هَذا جَدّی أم جَدُّک؟ فَإن زَعَمتَ أنَّهُ جَدُّک فَقَد کَذِبتَ وَ کَفرتَ، وَ إن زَعَمتَ أنَّهُ جَدِّی فَلِمَ قَتلتَ عِترَتَهُ؛ ای یزید، این محمد آیا جد من است یا جد تو؟ اگر گمان کرده ای که او جد توست، بدان که
ص: ۵۰
دروغ گفته و کافر شده ای و اگر گمان داری که او جد من است، چرا عترت و خاندانش را کشته ای؟!(۱)
همچنین در سال ۶٣ هجری، شاهد واقعه حرّه بود. آن حضرت در شش سالگی شاهد بود که چگونه اهل مدینه علیه حکومت یزید انقلاب کردند و بزرگان و فقیهان مدینه بیعت یزید فاسق و فاجر را شکستند.(۲) آن حضرت در همان خردسالی، مدینه جدش را دید که در زیر گام ستوران سپاه یزید بن معاویه می لرزید و یزید سه روز این شهر مقدس را بر سپاهیان خود مباح کرد تا بر اساس رسوم جاهلی، آن را غارت کنند و اهلش را به قتل برسانند و به اعراض و نوامیس آنها تجاوز کنند.(۳)
از دیگر رویدادهای برجسته دوران حیات امام باقر علیه السلام ، نهضت های مسلحانه پی درپی بر ضد حکومت اموی، بعد از واقعه جاویدان کربلا بود؛ قیام مردم مدینه در سال ۶٣ هجری، قیام توابین در سال ۶۵ هجری، قیام مختار بن ابی عبیده ثقفی و قیام زبیریان طرفداران عبداللّه بن زبیر در سال ۶۶ هجری، قیام مطرّف بن مغیره بن شعبه در سال ٧٧ هجری، و تمرّد عبدالرحمان بن محمد بن اشعث در حکومت عبدالملک بن مروان در سال ٨١ هجری از آن جمله است.(۴)
از دیگر پدیده های این دوران، می توان به جعل احادیث اشاره کرد. در این برهه، این پدیده شوم گسترش یافت و امویان برای حفظ سلطنت خود، استفاده شایانی از آن می کرده اند. ابن ابی الحدید در کتاب خود از

۱- الفتوح، ج۵، ص١۵٣.
۲- دیار بکری، تاریخ الخمیس، ج٢، ص٣٠٠.
۳- الکامل فی التّاریخ، ج۴، ص١١٣.
۴- البدایه و النّهایه، ج٩، ص١٣٨.
ص: ۵۱
قول ابن طُرفه آورده است: «بیشتر احادیث جعلی که در فضایل صحابه وارد شده است، همه در ایام بنی امیه و به دلیل تقرب جستن به دربار آنان جعل شده است؛ چرا که آنان گمان می کردند با جعل چنین احادیثی از محبوبیت بنی هاشم کم می کنند».(۱)
ابن ابی الحدید معتزلی مذهب، در کتاب خود، روایتی مفصل از امام باقر علیه السلام درباره تحلیل اوضاع سیاسی و فشار خلفا از آغاز تا زمان آن حضرت نقل کرده است که اوج سخت گیری های خلفا و در تنگنا قرار گرفتن امام و یاران ایشان را نشان می دهد. به منظور روشن شدن دیدگاه های امام در این زمینه، به برخی از عبارت های این روایت اشاره می کنیم:
ما اهل بیت، از ستم قریش و صف بندی آنان در مقابلمان چه ها کشیدیم و شیعیان و دوستان ما از مردم چه ها کشیدند! زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد، اعلان فرمود که ما به مردم از خودشان اولی تریم، اما قریش با کمک یکدیگر این امر را از محور آن خارج کردند. آنان برای رسیدن به حکومت، با حق و اولویت ما به حکومت استدلال کردند، ولی حق ما را تصاحب کردند.
آن گاه حکومت در میان قریش دست به دست گردید تا اینکه دوباره به ما اهل بیت بازگشت، ولی مردم بیعت ما را شکستند و علیه ما جنگ به پا کردند، به طوری که امیرالمؤمنین علیه السلام تا هنگامی که به درجه رفیع شهادت رسید، در فراز و نشیب (تندباد حوادث) قرار گرفته بود. سپس با فرزندش، امام حسن علیه السلام بیعت کردند و وعده وفاداری به او دادند، اما به او

۱- شرح نهج البلاغه، ج۹، ص١٣٨.
ص: ۵۲
نیز خیانت ورزیدند. پس از آن، ما مداوم مورد تحقیر و قهر و ستم قرار گرفتیم و از شهر و خانه مان رانده، از حقوقمان محروم، و کشته و تهدید شدیم؛ به طوری که امنیت جانی از ما و پیروان مان به کلی سلب شد و دروغ گویان و منکران حق به دلیل دروغ و انکارشان، زمینه را مساعد دیدند و در سراسر کشور اسلامی به وسیله دروغ و انکارشان، به سردمداران جور و ستم، و قضات و کاردانان آنها تقرب جستند و شروع به روایت احادیث دروغ و انتشار آن کردند.
آنها از ما چیزهایی روایت کردند که نه از زبان ما جاری شده بود و نه به محتوای آنها عمل کرده بودیم. با این کار می خواستند ما را میان مردم منفور کنند و تخم کینه ما را در دل آنان بکارند. این سیاستی بود که پس از وفات امام حسن علیه السلام در زمان معاویه با شدت هرچه بیشتر دنبال می شد.
به دنبال این تبلیغات مسموم بود که همه جا به کشتار پیروان ما پرداختند و با کوچک ترین سوء ظنی، دست ها و پاهای آنها را می بریدند. کسانی که به دوستی و پیروی از ما معروف بودند، راهی زندان ها شدند، اموالشان به غارت رفت و خانه هاشان ویران شد. این رویه تا روزگار عبیدالله بن زیاد روز به روز شدت می یافت تا آنکه حجاج بن یوسف در کوفه بر سر کار آمد. او با انواع شکنجه ها به کشتار پیروانمان پرداخت و آنان را با هر سوءظن و اتهامی دستگیر می کرد.
عرصه بر پیروان ما چنان تنگ شد و کار به جایی رسید که اگر کسی را با صفت «زندیق» یا «کافر» وصف می کردند، برایش
ص: ۵۳
بهتر از آن بود که او را «شیعه» امیرالمؤمنین علیه السلام بخوانند، تا جایی که کسانی که به خیر و صلاح معروف بودند و شاید هم واقعاً اشخاص پرهیزکار و راست گویی بودند، احادیث شگفت انگیزی در زمینه برتری برخی از حکام گذشته روایت کردند؛ چیزهایی که نه خدا چیزی از آنها آفریده بود و نه چیزی از آنها رخ داده بود.
راویان بعدی حقانیت این مطالب را باور داشتند؛ زیرا این نوع مطالب به کسانی نسبت داده شده بود که به کذب و کم تقوایی معروف نبودند.(۱)
بنابراین روایت، امام باقر علیه السلام به افشای کارهای امویان از ابتدای حکومت آنان تا عهد خویش پرداخته و شیوه های حاکمان اموی را در ساختن احادیث دروغین با تطمیع و دادن مال به راویان دنیادوست و دروغ پرداز، آزردن خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله ، بازداشتن مردم از گرایش به اهل بیت علیهم السلام ، تخریب شخصیت امامان اهل بیت علیهم السلام و به شهادت رساندن آنان، معرفی کرده است، و از این همه رنج و ناملایمات که بر پیروان ائمه روا داشته شده، شکوه می کند.
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام از دیدگاه اهل سنت نوشته آقای رمضان قوامی در بندی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


6 × پنج =