از دیدگاه شعرا

امام باقر در دیدگاه ابوعبیده

ابوعبیده می گوید: در سفری، هم کجاوهی امام باقر علیه السلام بودم (در یک طرف شتر، من بودم و در طرف دیگر آن، آن حضرت قرار داشت) هنگام سوار شدن، نخست من سوار می شدم، بعد آن حضرت سوار می شد، وقتی هر دو ما در جای خود قرار می گرفتیم، آن حضرت به من سلام می کرد و مانند مردی که دوست خود را تازه دیده، مصافحه می کرد و احوال پرسی می نمود، و هنگام پیاده شدن، آن حضرت زودتر از من پیاده می شد، وقتی که در زمین قرار می گرفتیم، آن حضرت به من سلام می کرد، و مانند کسی که دوستش را تازه دیده، احوالپرسی می نمود.
من به آن حضرت، عرض کردم: «ای پسر رسول خدا! شما به گونهای رفتار می کنی، که هیچ کس از مردم در نزد ما چنین نمیکند، که اگر یک بار هم آن گونه رفتار کنند، زیاد است؟»
امام باقر علیه السلام فرمود:
اما علمت ما فی المصافحه؟ ان المومنین یلتقیان، فیصافح احدهما صاحبه، فلا تزال الذنوب تتحات عنهما، کما یتحات الورق عن الشجره، والله ینظر حتی یفترقا:
«آیا نمیدانی که پاداش مصافحه چقدر است؟، همانا مومنان با همدیگر ملاقات می کنند، و یکی به دیگری دست می دهد، در این هنگام همواره گناهان آن دو می ریزد، چنان که برگ از درخت می ریزد،
[صفحه ۱۳۲]
و خداوند به آنها (با نظر رحمت) می نگرد، تا هنگامی که از یکدیگر جدا گردند.» [۱۴۲].
در روایت دیگر آمده: ابوعبیده گفت: امام باقر علیه السلام هنگام مصافحه، دستم را چنان فشرد، که فشار سختی در انگشتانم احساس کردم، آنگاه فرمود:
«هر مسلمانی که با برادر مسلمانش ملاقات نموده و با او مصافحه کند، و انگشتان خود را داخل انگشتان او نماید، گناهان آنها مانند برگ درختان هنگام سرمای شدید زمستان، می ریزد.» [۱۴۳].
برگرفته از کتاب نگاهی به زندگی امام باقر علیه السلام نوشته آقای محمد محمدی اشتهاردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


3 × = بیست یک