نقش اجتماعی, نقش تربیتی و ارشادی

امام باقر علیه السلام و موضعگیری علیه دروغ پردازان و غالیان

ضعف فرهنگ جامعه، همواره دو نتیجهی تلخ را به همراه دارد: افراط یا تفریط! این دو آفت در حکومت امویان و مروانیان، جامعه
را بشدت رنج میداد. برخی از مردم تحت تأثیر محیط و شگردهای تبلیغی دستگاه حکومتی، از خاندان رسالت تا آنجا فاصله
گرفتند که به ایشان توهین کرده و ناسزا میگفتند. و در مقابل، گروه دیگری از مردم به انگیزهی موضعگیری علیه حکومت و یا
انگیزه های دیگر، در تعظیم جایگاه اهل بیت (ع)،تا بدان جا افراط میکردند که ائمهی معصومین (ع) ناگزیر با آنان به مواجه ه و
مبارزه میپرداختند. با توجه به امکانات محدودی که در اختیار امامان (ع) قرار داشت، آنان برای ارتباط با شیعیان و تبیین مواضع
حق برای ایشان، دشواریهای مهمی داشتند و عناصر فرصت طلب از این خلأ در جهت منافع شخصی خود سود جسته، شیفتگان
خاندان رسالت را با روایات ساختگی و دروغ به انحراف میکشاندند. در روایتی از امام صادق (ع) هفت تن به عنوان عناصر
– فرصت طلب و دروغ پرداز معرفی شدهاند: ۱- مغیرة بن سعید ۲- بیان ۳- صائد ۴- حمزة بن عمارهی بربری ۵- حارث شامی ۶
بر ،« بیان » : عبدالله بن عمرو بن حارث ۷- ابوالخطاب. [ ۱۳۹ ]. [صفحه ۸۶ ] در روایتی دیگر از امام ابوالحسن الرضا (ع) آمده است
علی بن الحسین (ع) دروغ میبست و خداوند حرارت آهن را به او چشانید و کشته شد. مغیرة بن سعید بر امام باقر (ع) دروغ
میبست، او نیز کشته شد و به کیفر رسید و… [ ۱۴۰ ]. هشام بن حکم از امام صادق (ع) نقل کرده است: مغیرة بن سعید از روی عمد
و غرضورزی بر پدرم (امام باقر علیهالسلام) دروغ میبست. یاران مغیرة در جمع اصحاب امام باقر (ع) میآمدند و نوشته ها و
روایات را از ایشان میگرفتند و به مغیره میرساندند، و او در لابلای آن نوشته ها مطالب کفرآمیز و باطل را میافزود و به امام باقر
(ع) نسبت میداد و آنان را امر میکرد تا آن مطالب را به عنوان آرای امام در میان شیعه رواج دهند. پس آن چه از مطالب آمیخته
به غلو در روایات امام باقر دیده شود، افزوده های مغیرة بن سعید است. [ ۱۴۱ ]. امام باقر (ع) از وجود چنین عناصر ناسالمی، کاملا
آگاهی داشت و در هر فرصت به افشای چهرهی آنان و انکار بافته های ایشان میپرداخت. وی دربارهی مغیرة میفرمود: آیا میدانید
الذی آتیناه آیاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من » : مغیرة مانند کیست؟ مغیره مانند بلعم است که خداوند در حق وی فرمود
۱۴۲ ] ما آیات خود را به او عطا کردیم ولی او به عصیان گرایید و پیرو شیطان گشت و در زمرهی گمراهان جهان قرار ] « الغاوین
گرفت. [ ۱۴۳ ]. از این روایت استفاده میشود که مغیرة در آغاز گمراه نبوده، بلکه در جمع شیعه جایگاهی ارزشمند داشته، ولی در
مراحل بعد گرفتار کجروی و غلو شده و فرقهی مغیریه را بنیان نهاده است. مغیرة بن سعید، دربارهی خداوند قائل به تجسیم بود و
سخنان غلوآمیز دربارهی علی (ع) میگفت. [ ۱۴۴ ]. [صفحه ۸۷ ] دربارهی او گفتهاند که بعد از وفات امام باقر (ع)، مدعی امامت
از دیگر چهره های افراطگر و غالی است. دربارهی وی گفتهاند که به الوهیت علی « بیان » .[ شد و بعدها ادعای نبوت نیز کرد. [ ۱۴۵
بن ابیطالب (ع) و حسن بن علی (ع) و حسین بن علی (ع) و محمد بن حنفیه و سپس ابوهاشم (فرزند محمد بن حنفیه) قائل بوده، و
میدانسته است. [ ۱۴۶ ]. او تا بدان جا به انحراف گراییده که برای خویش مدعی نبوت و « هذا بیان للناس » خود را مصداق آیهی
صفحه ۴۳ از ۱۵۵
خداوند لعنت کند بیان تبان [ ۱۴۸ ] را زیرا وی بر پدرم (علی بن » : رسالت نیز شده است. [ ۱۴۷ ]. امام باقر (ع) دربارهی او فرمود
الحسین، زینالعابدین علیهالسلام) دروغ میبست. من شهادت میدهم که پدرم (علی بن الحسین) بندهی صالح خدا بود. [ ۱۴۹ ]. در
.[ روایتی دیگر از امام باقر (ع) این سخن نقل شده است: خداوندا! من از مغیرة بن سعید و بیان به درگاه تو تبری میجویم. [ ۱۵۰
حمزة بن عمارهی بربری، از دیگر منحرفانی است که تحت لوای اعتقاد به امامت علی (ع) و ائمه، به تحریف اندیشه ها پرداخته
است. او از اهل مدینه بود و محمد بن حنفیه را تا مرتبهی الوهیت بالا برد، و گروهی از مردم مدینه و کوفه پیرو او شدند. امام باقر
(ع) از او تبری جسته و وی را لعنت کرده است. [ ۱۵۱ ]. ابومنصور عجلی، افراطگر و منحرف دیگری است که در عصر امام باقر (ع)
۱۵۲ ] شهرت ] « کسفیه » یا « منصوریه » با [صفحه ۸۸ ] افکار غلوآمیز و آرای ساختگی خود، پیروانی برای خویش گرد آورد که با نام
یافتند. امام باقر (ع) ابومنصور را به طور رسمی طرد نمود، ولی وی پس از وفات آن حضرت مدعی شد که امامت از امام باقر (ع) به
وی منتقل شده است [ ۱۵۳ ]. غالیان و افترا زنندگان به ائمه، خطوط مختلفی را دنبال میکردهاند. برخی از آنان در پی انگیزه های
سیاسی، تلاش میکردهاند تا امام باقر (ع) را مهدی موعود معرفی کنند. ولی امام باقر (ع) در رد آنان میفرمود: گمان میکنند که
.[ من مهدی موعودم، ولی من به پایان عمر خویش نزدیکترم تا به آنچه ایشان مدعی هستند و مردم را به آن میخوانند. [ ۱۵۴
گروهی دیگر از این گروه ها، راه تندروی و غلو را در امر ولایت و مقام ائمه در پیش گرفته بودند که امام باقر در رد ایشان
میفرمود: ای گروه شیعیان! خط میانه باشید تا تندروان از تندروی خویش نادم شوند و به شما اقتدا نمایند، و جویندگان راه و
حقیقت به شما ملحق گردند. فردی از انصار به امام عرض کرد: تندروان و غالیان چه کسانی هستند؟ امام فرمود: غالی و تندرو آن
کسانی هستند که به ما اوصاف و عناوین و مقاماتی را نسبت میدهند که خودمان آن اوصاف را برای خویش قایل نشدهایم. آنان از
ما نیستند و ما هم از ایشان نیستیم… سپس آن حضرت چنین ادامه داد: به خدا سوگند، ما از سوی خدا برائت و آزادی مطلق به
همراه نداریم، و میان ما و خدا خویشاوندی نیست، و بر خداوند حجت و دلیلی در ترک تکلیف و وظایف نخواهیم داشت. ما به
خداوند تقرب نمیجوییم، مگر به وسیلهی اطاعت و بندگی او. پس هر یک از شما که مطیع خداوند باشد، ولایت و محبت ما به
حال او ثمربخش است، و کسی که اهل معصیت باشد، ولایت ما سودی به حالش نخواهد داشت. هان، دور باشید از گول زدن
.[ خویش و [صفحه ۸۹ ] گول خوردن به وسیلهی غالیان! [ ۱۵۵
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام جلوهی امامت در افق دانش نوشته: احمد ترابی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


پنج × = 15