سیره عملی و رفتاری

امام باقر و اشتغال آفرینی

امام صادق علیهالسلام روایت میکند زندگی بر یکی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بسیار سخت شد. همسر وی به وی پیشنهاد نمود که به نزد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رود و نیاز خود را مطرح سازد. وی به حضور حضرت شرفیاب شد؛ لیکن پیش از طرح نیاز خود، این جمله را از زبان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شنید: هر کس از ما کمک خواهد به وی کمک میکنیم؛ لیکن هر کس از خدا طلب بینیازی کند، خدا وی را بینیاز خواهد کرد. آن شخص حدس زد که منظور حضرت وی میباشد. بدون طرح خواسته از محضر حضرت مرخص شد.
نوبت بعد همسرش اصرار کرد چرا نیاز خود را مطرح نساختی. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هم همانند دیگران بشر است، از نیاز ما با خبر نیست! آن شخص دوباره به محضر حضرت شرفیاب شد؛ لیکن حادثه پیش تکرار شد. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم همان جمله قبلی را اظهار نمودند. تا این که این قضیه سه بار تکرار شد.
آنگاه آن شخص متنبه شد، رفت یک تبر عاریه گرفت، به بیابان رفته مقداری هیزم آورد و فروخت و نیم کیلو آرد فراهم کرد، به منزل برد. فردای آن روز هیزم بیشتری فراهم آورد. همواره این کار را ادامه داد تا توانست تبر و سایر ابزار کارش را فراهم سازد. کار را ادامه داد تا توانست دو شتر کوچک و یک غلام خریداری کند. تلاش و پشتکار این فرد را یکی از توان گران مدینه قرار داد. آنگاه به خدمت حضرت رسید و داستان زندگیاش را بازگو نمود. حضرت به وی فرمود، من که گفتم هر کس بی نیازی از خدا طلب کند خدا بینیازش میسازد. و من استغنی اغناه الله. [۱] . این شیوهی حضرت، شخص را به توانمندی خویش آگاه ساخت که میتواند از آن توانمندی بهره برده و کار و تلاش سازنده را شروع کند؛ تا نیاز خود را برطرف و خود نیز از توانگران قرار گیرد. این همان رهنمود به توانمندیهای طرف است که شخص از آن غافل بود.
نمونه دیگر در زندگی امام مجتبی علیهالسلام این گونه میشود: امام مجتبی علیهالسلام از کنار بوستانی میگذشت که غلام سیاهی را دید تکه نانی به دست دارد، که یک لقمه از آن را میخورد و لقمه دیگر را به سگی که برابر وی قرار دارد میدهد. از وی میپرسید چه چیز تو را وادار ساخته که به این سگ این گونه محبت کنی. غلام سیاه گفت، من شرم دارم خودم بخورم و به سگ ندهم. امام که این روحیه را از وی مشاهده کرد، فرمود همین جا باش تا من برگردم. حضرت پیش صاحب برده رفتند، غلام و نیز بوستان را از وی خریداری نمودند. غلام را آزاد ساختند و بوستان را هم در اختیار وی گذاشتند و فرمودند در این بوستان کار کن و زندگی خود را اداره کن، فاشتراه من مولاه و اشتری الحائط الذی هو فیه و اعتقه و ملکه ایاه. [۲] .
دو نکته برجسته از این جریان استفاده میشود. نخست این که پاداش احسان و نیکی از جانب خدای سبحان نیکی و احسان مضاعف است. غلام سیاه به یک حیوان چند لقمه نان احسان کرد، پاداش آن آزادی خودش و متمول شدنش قرار گرفت. دو دیگر این که امام مجتبی علیهالسلام هنگامی که احسان وی را دید، هم سبب آزادیش را فراهم ساخت و هم سرمایه برای وی فراهم ساخت، تا با کار و تلاش خود زندگیاش را اداره کند و برده تهیدستی که اکنون آزاد شده محتاج دیگران نباشد. این همان اهتمام به اشتغال آفرینی است. اما نمونه این سیره در زندگی باقر العلوم علیهالسلام این است: از امام صادق علیهالسلام پرسیدند به فرد نیازمند چه مقدار زکات میتوان پرداخت کرد. حضرت از زبان باقر العلوم علیهالسلام این گونه نقل کرد؛ تا حد بینیازی، قال ابوجعفر علیهالسلام اذا اعطیته فأغنه. [۳] «هنگامی که زکات میپردازی وی را بینیاز ساز.» یعنی آن مقدار به وی پرداخت کن که دیگر نیازمند نباشد. مضمون این روایت این نیست که تا یک سال وی را تأمین کند، سخن از مدت نیست. (البته با توجه به روایاتی که مدت تأمین فقیر را یک سال عنوان میکنند این احتمال مردود نیست.) و نیز منظور این نکته هم نیست که آن مقدار مال رایگان به وی پرداخت کن تا آخر عمر بینیاز شود. زیرا این اقدام سیره دین نیست. بلکه مضمون روایت این میتواند باشد، آن مقدار سرمایه در اختیار وی قرار بده که با کار و تلاش زندگی خویش را اداره کند و از نیازمندی نجات فراهم کند. زیرا کار و تلاش است که فرد را بینیاز میکند. این همان اهتمام به اشتغال آفرینی است، که در سیرهی امامان فراوان میتوان جستجو نمود. این موارد به عنوان نمونه مطرح شدند. با الگوگیری از سیره امامان جامعه دینی جامعه پر تلاش و شاداب است. تأمین نیازمندیهای نیازمندان هیچ گاه به این معنا نیست که افراد قادر به کار، تن پرور شده و رایگان امکانات بگیرند. زیرا در رهنمون رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و باقر العلوم علیه السلام از پرداخت صدقه به دو گروه منع شده است؛ یکی از افراد متمکن. دیگری افراد توانمند به کار، ان الصدقة لا تحل لغنی و لا لذی مرة سوی. [۴] تأمین نیازمند به این است که نیازمند به توانمندیهای خود آگاهی بیابد و در صورت نیاز سرمایه شروع کار در اختیار وی قرار گیرد؛ تا بتواند با کار و تلاش و تولید زندگی پر بار و پر برکتی را فراهم سازد. به نظر میرسد در سیره نگاری امامان این گونه نکات باید تحلیل و برجسته شوند تا راهگشای بسیاری از مشکلات پر و پیچ خم اقتصادی و اجتماعی قرار گیرند.
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] اصول کافی، باب القناعة، حدیث ۷٫
[۲] البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۴۲٫
[۳] فروع کافی، ج ۳، ص ۵۴۸٫
[۴] معانی الاخبار، ص ۲۶۲، بحار، ج ۹۳، ص ۶۶٫
منبع: امام باقر الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ فاطیما چاپ دوم ۱۳۸۵٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام باقر علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سه + 1 =