امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

انگیزهی منع حدیث در زمان امام باقر علیه السلام

صفحه ۵۸ از ۱۱۰
نکتهای که در این گفتار به عنوان منع حدیث عنوان شده، این است که احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم موجب
اختلاف و منازعه میشود. بدین خاطر از نقل حدیث جلوگیری مینمایند. نیز برای پاسخگویی به احکام معارف قرآن کفایت
میکند نیازی به احادیث نبوی نیست! لیکن هر دو نکته آسیبپذیر است. زیرا احادیث صحیح از رسول الله صلی الله علیه و آله و
سلم هیچ گاه مورد تنازع و منشأ اختلاف نمیشوند. و نیز بسیاری از معارف و حکم و احکام و اخلاقیات در گفتار رسول الله صلی
الله علیه و آله و سلم تجلی یافته است. که جامعه هیچ گاه بینیاز از آنها نمیباشد. چگونه می توان گفت جامعه از احادیث منبع
وحی رسالی که مبین دین و شریعت است بینیاز میشود؟! انگیزههای دیگری نیز در این راستا عنوان میشود. همانند این که نقل
احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم چه بسا باعث اشتباه با الفاظ قرآن شده، آنگاه حدیث با قرآن مشتبه شود و باعث کم و
یا زیاد شدن قرآن گردد! این سخن نیز بیاساس است. زیرا الفاظ قرآن در حد اعجاز است و سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله و
سلم گرچه وحی است، لیکن الفاظ و ساختار سخن در حد اعجاز نیست. بر این اساس امکان ندارد متن حدیث با متن قرآن اشتباه
شده و باعث آسیب رسانی به قرآن شود. قرآن به وعده الهی از هر گونه آسیب محفوظ است، چه احادیث نبوی صلی الله علیه و آله
ما قرآن را نازل کردیم و » [ و سلم نقل بشوند و چه ممنوع شوند. زیرا وعده خداست که: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون. [ ۲۶۷
صفحه ۱۵۲ ] نکته چهارم که عمده دلیل و دست آویز برای کسانی قرار گرفته است که ] .« ما آن را از هر آسیب حراست مینماییم
نقل حدیث از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را منع نمودهاند؛ احادیثی است که از زبان خود رسول الله صلی الله علیه و آله و
سلم رسیده است که در آن احادیث نقل حدیث منع شده است. بهترین حدیث که دستاویز قرار گرفته، حدیث ابوسعید خدری است
غیر از قرآن چیز دیگری از من ننگارید و » [ که در آن آمده است: لاتکتبوا عنی شیئا فمن کتب عنی شیئا غیر القرآن فلیمحه. [ ۲۶۸
لیکن این احادیث حتی از طریق اهل سنت نیز معتبر نمیباشند. زیرا بهترین احادیث در .« هر کس چیزی نوشته است باید محو نماید
این راستا احادیث ابوسعید خدری است. به ویژه این حدیث که آورده شد. و هیچ کدام از آنها سند ندارند. حتی این حدیث مرفوع
است و بخاری میگوید استناد به آن صحیح نیست، ان حدیث ابوسعید هذا موقوف فلا یصح الاحتجاج به. [ ۲۶۹ ] و هم چنین سایر
احادیث ابوسعید و نیز احادیثی که از زبان ابوهریره و زید بن ثابت نقل شدهاند، همگی حتی در نزد اهل سنت بیپایه و بیاساس
.[ میباشند. [ ۲۷۰
انگیزه اصلی
موارد یاد شده (چهارم مورد) گرچه به عنوان هدف و انگیزه منع حدیث مطرح شده اند و میتوان گفت برای برخی از عاملان منع
حدیث چه بسا همین پندارها انگیزه ایجاد نموده باشد، لیکن انگیزه اصلی در گفتار و رفتار معاویه شفاف شده است. معاویه پرده از
روی این اقدام جهتدار برداشته و انگیزه اصلی این اقدام بزرگ را آشکار ساخته است. [صفحه ۱۵۳ ] انگیزه اصلی در گفتار و رفتار
معاویه این است که احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در مورد فضایل و موقعیت والای عترت از زبان رسول الله صلی الله
علیه و آله و سلم صادر شده است، نقل و بازگو نشوند. تا مردم از مناقب و مقام و شأن آنها آگاهی فراهم ننمایند و دور عترت گرد
نیایند، که در این صورت کسی از آرمانهای بنیامیه حمایت نخواهد کرد. و یک جریان اجتماعی به سود حزب عثمانیه شکل
نخواهد گرفت و بنیامیه یکه تاز میدان سیاست و مدیریت جامعه اسلامی نخواهند شد. در این راستا کافی است به یکی از
گفتارهای معاویه نگر افکنده شود تا سمت و سوی این اقدام فرهنگی شفاف گردد. وی میگوید من هیچ تعهدی نسبت به کسی
که در فضیلت علی علیه السلام و اهل بیت علی سخن نقل کند ندارم، انی برئت الذمۀ ممن روی شیئا من فضل ابی تراب و اهل بیته،
معاویه با خشونت کامل با هواداران علی علیه السلام و اهل بیت برخورد نمود و سر آنها را از قامت سروشان برداشت! این از یک
جهت. از جانب دیگر دستور رسمی و بخش نامه صادر مینمود، هر کس از دوستداران عثمان است و در فضیلت وی حدیثی نقل
صفحه ۵۹ از ۱۱۰
میکند از آنان استقبال کنید. محافل آنها را پرشور نمایید. حتی به طور رسمی خواست هر کس در فضل عثمان حدیثی نقل کند،
نامش و نام پدرش و قبیله و طایفهاش را برای وی ارسال کنند؛ آنگاه برای هر کدام از آنها صله و قطایای زمین و هدایای گرانبها
ارسال نمود، و کتب الیهم ان انظروا من قبلکم من شیعه عثمان و محبیه و اهل ولایته و الذین یروون فضائله و مناقبه فادنوا مجالسهم و
قربوهم و اکرموهم و اکتبوا لی بکل ما یروی [صفحه ۱۵۴ ] کل رجل منهم اسمه و اسم ابیه و عشیرته. همچنین اضافه نمود هر
حدیثی از مناقب علی و آلش منتشر شده، تلاش کنید تا مخالف و ضد آن حدیث را منتشر سازید تا در توان دارید در فضایل خلفا
و صحابه سخن منتشر سازید، فادعوا الناس الی الروایه فی فضائل الصحابه و الخلفاء الاولین و لا تترکوا خبرا یرویه احد من المسلمین
فی ابیتراب الا و آتونی بمناقض له. آنگاه عمال معاویه با تمام تلاش این اهداف را پیاده نمودند. نتیجه این جهتگیری آن شد که
از یک جانب احادیث ساختگی فراوان که حقیقت نداشتند، در فضایل خلفا و صحابه منتشر شد، ان الحدیث فی عثمان قد کثر و فشا
از جانب دیگر بسیاری از «! حدیث در فضیلت عثمان فراوان و در هر شهر و دیاری منتشر شد » [ فی کل مصر و فی کل ناحیۀ. [ ۲۷۱
احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در زمینههای گوناگون، به ویژه مناقب عترت از بین رفت! این انگیزه اصلی است که
برای منع احادیث نبوی و نیز نقل احادیث ساختگی در شأن و فضل خلفا به خصوص عثمان و صحابهای که همسوی اهداف بنیامیه
بودند، میتوان بیان کرد. هنگامی که انگیزه و هدف اصلیاش این باشد، بر آن پافشاری میشود. زیرا اگر فضایل عترت مطرح
میشد. اوضاع مدیریت و سیاسی جامعه نیز گردش می نمود.
نقد و نظر
تمام موارد یاد شده در مورد منع حدیث مخدوش میباشند. زیرا همان گونه که اشاره شد نه جامعه بینیاز از گفتار رسول الله صلی
الله علیه و آله و سلم میشود و نه الفاظ احادیث همتراز قرآن هستند که با الفاظ قرآن اشتباه شوند و نه احادیثی که [صفحه ۱۵۵ ] از
زبان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نقل میشود، باعث اختلاف هستند و نه احادیثی که به رسول الله صلی الله علیه و آله و
سلم نسبت داده شده، که از من حدیث ننگارید، پایه و اساس دارند. افزون بر این روایات فراوان و شواهد غیر قابل انکار وجود
دارد، که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بر نوشتن حدیث و نقل حدیث تأکید و پافشاری می نمودند. و بعد از رسول الله صلی
الله علیه و آله و سلم جانشینان وی عترت آل رسول (علیهم السلام) نیز بر همین روش پافشاری داشتند.
رسول الله و نقل حدیث
در «. این علم را بنگارید » [ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در حدیثی دستور به نگارش دانش میدهد، اکتبوا هذا العلم. [ ۲۷۲
هنگام فتح مکه وقتی ابوشاة درخواست نمود که فرمایش حضرت را برای وی بنگارند حضرت دستور داد که برای وی بنویسند،
اکتبوا لابی الشاة. [ ۲۷۳ ] و نیز عبدالله بن عمر از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم میپرسد مطالبی که نمیتوانیم حفظ کنیم
میتوانیم بنویسیم، جواب میدهد آری، بلی اکتبوها. [ ۲۷۴ ]. همچنین حضرت به عبدالله بن عمر میفرماید از دهان من جز حق بیرون
نمیآید، بنویس، اکتب فو الذی نفسی بیده ما خرج منی الا الحق. [ ۲۷۵ ] در حدیث دیگر به امیر المؤمنین میفرماید: آنچه من املا
میکنم شما بنویس، یا علی اکتب ما أملی علیک. [ ۲۷۶ ]. [صفحه ۱۵۶ ] علاوه بر اینها احادیث فراوان از رسول الله صلی الله علیه و
آله و سلم در هنگام زندگیاش نوشته شده و باقی ماندهاند. که نامههای حضرت به سران کشورها و به کارگزاران خودش بخشی از
آنهاست. در تحقیق از ارزنده مکاتیب الرسول تعداد ۱۸۵ نامهی مستند ارائه شده است، که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آنها
را به سران کشورها و نیز امرا و کارگزارانش نگاشته است [ ۲۷۷ ] نامههای حضرت که مملو از احکام و معارف و دستورات
حکومتی میباشند، چه تفاوتی با احادیث نبوی دارند؟! در نامهای به عمرو بن حزم استاندار نجران مینگارد، یعلم الناس القرآن و
صفحه ۶۰ از ۱۱۰
یفقههم فیه و ینهی الناس فلا یمس احد القرآن الا و هو طاهر. [ ۲۷۸ ]. در نامه دیگر در مورد وضو آمده، یأمر الناس باسباغ الوضو
وجوههم و ایدیهم الی المرافق و ارجلهم الی الکعبین و ان یمسوا رؤوسهم کما امر الله. [ ۲۷۹ ] در نامه دیگر به استاندار یمن نصاب
.[ زکات را مشروح بیان میکند. [ ۲۸۰
نامهی نانوشته!
همچنین در آخرین دقایق عمر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حضرت قلم و دوات خواستند و فرمودند مطلبی میگویم
بنگارید که بعد از آن به بیراهه کشانده نشوید، عن ابن عباس لما اشتد بالنبی صلی الله علیه و آله و سلم وجعه قال ائتونی بکتاب
هنگامی که درد حضرت شدید شد؛ [صفحه ۱۵۷ ] فرمود نوشت افزار آماده سازید تا چیزی » [ أکتب لکم کتابا لاتضلوا بعده. [ ۲۸۱
از .« بنویسم، (منظور املا مطلب و نوشتن توسط منشی است نه این که خود حضرت بخواهد بنویسد) که بعد از آن به بیراهه نروید
این نامهها و نیز از این نامه نانوشته، این مطلب آشکار است که نوشتن گفتار رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یک امر رایج
بوده، حتی در هنگام مرگ هم حضرت درخواست میکند مکتوب از خود به یادگار بنهد، که دست دسیسه از نوشتن آن جلوگیری
مینماید! در هر صورت بیش از ۱۸۰ مورد نامه از حضرت به ثبت رسیده است. چگونه میشود نوشتن چیزی از حضرت ممنوع
باشد. آنگاه این همه نامه از زبان وی بنگارند؟! این نامهها نیز گواه گویایی هستند که احادیثی که به حضرت نسبت داده میشود
که از من سخنی ننگارید؛ بیپایه میباشند.
برگرفته از کتاب امام باقر علیهالسلام الگوی زندگی نوشته: حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 7 = شصت سه