احادیث و سخنان, سیره عملی و رفتاری

باقر العلوم و معرفی حزب عثمانیه

باقر العلوم علیهالسلام اوضاع زمان خویش را این گونه شرح میکند: جابر (جعفی) میگوید در نزد ابوجعفر علیهالسلام بودیم. سخن از حکومت بنیامیه پیش آمد. حضرت در مورد اوضاع زمان فرمودند هر کس با هشام مخالفت میکرد کشته میشد. هشام بیست سال حکمرانی نمود و من در کنار وی مشاهده کردم که حتی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در حضور وی توهین شد،
[صفحه ۱۴۱]
هشام هیچ گونه واکنشی از خود نشان نداد، انی شهدت هشاما و رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یسب عنده و لم ینکر ذلک و لم یغیره… [۲۴۷].
منهال بن عمر میگوید در نزد محمد بن علی (علیهما السلام) بودیم که فردی به حضور وی رسید و سلام کرد، حضرت جواب سلام دادند. از حضرت پرسید روزگار بر شما چگونه است، حضرت در پاسخ فرمودند: آیا هنوز آگاهی نیافتید که روزگار ما چگونه است! زندگی ما همانند زندگی امت بنیاسرائیل است که فرزندان پسر آنان کشته میشدند و زنانشان (برای خدمتگماری و…) نگاه داشته میشدند. اینها (بنیامیه) برتری خود را بر رخ دیگران میکشند و میگویند رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عرب بوده است. بدین خاطر عرب بر عجم برتری دارد و نیز به رخ میکشند که قریش بر سایر عرب برتری دارد، زیرا که محمد صلی الله علیه و آله و سلم از قریش است، اگر این برتریها درست باشد، پس این برتریها از آن ماست. زیرا ما ذریه پیامبر هستیم. ما باید بر این برتریها افتخار کنیم. زیرا ما محرم اسرار رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم میباشیم، در این برتریها هیچ کس همراه ما نیست، لانا ذریه محمد و اهل بیته خاصه و عترته لا یشرکه فی ذلک غیرنا.
آنگاه آن فرد گفت من از علاقهمندان شما هستم. حضرت فرمودند در این صورت خود را برای آزمونها و سختیها آمادهساز، فاتخذ للبلاء جلبابا. آنگاه اضافه کرد، فرود آمدن بلا و آزمون برای ما و پیروان ما بیشتر و سریعتر از جاری شدن سیل در بیابانها میباشد. [۲۴۸] در این تحلیل باقر العلوم علیهالسلام حکومت بنیامیه و برخوردهای اجتماعی آنان را با مردم، به
[صفحه ۱۴۲]
خصوص با پیروان اهل بیت علیهالسلام همانند برخوردهای فرعون با امت بنیاسرائیل میداند. باقر العلوم علیهالسلام در گفتاری دیگر اوضاع زمان بنیامیه را این گونه تحلیل میکند:
ما و شیعیان ما ستمهای فراوان از قریش تحمل کردیم. در حالی که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده بود که ما برتر و سزاوارترین مردم به امر رهبری هستیم. قریش تهاجم کردند و مسیر رهبری را از مدارش بیرون بردند. آنان به بهانههای برتری قریش بر دیگران و انصار، رهبری را به عهده گرفتند. رهبری در نزد آنان دست به دست شد (زمان خلفا) تا آنگاه که به دست ما رسید (زمان حکومتداری علی علیهالسلام). آنگاه پیمان بیعت با علی را شکستند و جنگ ها بر غم وی شعلهور نمودند. و وی را در صعود پر رنج قرار دادند.
تا اینکه امیر المومنین علیه السلام کشته شد. و رهبری به فرزندش حسن بن علی (علیهما السلام) منتقل شد. با وی بیعت و پیمان بستند، لیکن فریب و نیرنگ دادند. بر وی هجوم آوردند؛ وی را زخمدار ساختند و سپاهش را غارت نمودند… تا آنجا که وی برای حفظ جانها با معاویه مصالحه نمود، و حسن بن علی تنهاترین تنها ماند.
آنگاه بیست هزار نفر از عراق با حسین علیهالسلام بیعت نمودند. آنان نیز پیمانشکنی کردند. در پایان وی را به قتل رساندند. هماره ستمها بر ما و یاران ما فزونی یافت و فرمانروایان ستمگر بر ما مسلط شدند. و قضات جور بر منصب های داوری نشستند. امنیت رخت بربست. فرهنگ سازی و جعل احادیث دروغین گسترش یافت و از ما هماره سخنان نگفته عنوان نمودند، تا مردم را بر ما بدبین کنند. (شرح این محورها در همین نوشتار خواهد آمد).
[صفحه ۱۴۳]
اوج این فرهنگ سازی و هجمه فرهنگی، در زمان معاویه شکل گرفت. بعد از کشته شدن حسن بن علی (علیهما السلام) معاویه هر جا شیعه یافت، به قتل رساند! و هر کس را حتی ظن و گمان میبرد شیعه است، دست و پای وی را قطع میکرد! هر کس، فضایل و برتریهای ما را میگفت زندانی میشد، اموالش به غارت میرفت و خانهاش تخریب میشد.
آنگاه زمان سخت عبیدالله بن زیاد فرا رسید و نیز زمان خشونت بار حجاج که به هر گمانی افراد را به قتل میرساند. که اگر حجاج میشنید، شخص ملحد و زندیق است، برایش هموارتر بود از این که بشنود که دوستدار علی علیهالسلام است، احب الیه من ان یقال شیعه علی… [۲۴۹].
این اوضاع خشونت بار سیاسی است و این اوضاع اجتماعی زمان بنی امیه و باقر العلوم علیه السلام است! در این فضا شکل گیری نهادهای نظامی و قضایی و سایر امور اجتماعی بر سود حزب حاکم عثمانیه به رغم تشکل همسوی اهل بیت می باشد. این نمودار به ویژه سخنان شفاف باقر العلوم علیه السلام ترسیم و تحلیل آشکاری از اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان خویش است. شواهد در این راستا فراوان است. برای پرهیز از طولانی شدن از آوردن همه موارد خودداری می شود. همین مقدار بسیار شفاف و گویا اوضاع آن زمان را ترسیم می نمایند.
افزون بر این که برخی موارد در نوشتار امام سجاد علیه السلام الگوی زندگی مورد توجه قرار گرفته است. همانند جنایت حجاج که به خون خواری افتخار می نمود و از ریختن خون مظلومان لذت می برد، خود اعتراف کرد که بهترین لذت من ریختن خون است. [۲۵۰] و تنها افرادی که در غیر جنگها
[صفحه ۱۴۴]
به دست وی کشته شدند، بیش از ۱۲۰ هزار نفر بودند. [۲۵۱] وی از هیچ جنایتی فرو گذار نبود، گناهی نبود که مرتکب نشود. [۲۵۲] عمر بن عبدالعزیز گفت اگر قرار باشد هر طایفهای خبیثترین افراد خویش را حاضر کند و ما حجاج را حاضر کنیم بر همگان پیشی میگیریم! [۲۵۳].
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام الگوی زندگی نوشته آقای حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 × سه =