القاب و کنیه ها

باقر امام باقر به روایت جابر

باقر در دیگر منابع تاریخی(به روایت جابر بن عبدالله انصاری)
نویسندگانی همچون ابن عساکر، ابن صباغ، ابن ابی الحدید و دیگر مورخان اهل سنت معتقدند این نام گذاری را رسول خدا صلی الله علیه و آله انجام داده است و

۱- ابن قتیبه دینوری، عیون الاخبار و فنون الآثار، ج ۱، ص٢١٣؛ ابن عنبه، عمده الطالب، ج۱، ص١٨٣.
۲- ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالک مِن بَقَرَ الاَْرضَ ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَکامِنها فلذلک هُوَ اَظْهَرَ مِن مُخْبَئاتِ کُنُوزِ المعارِف و حقائق الاحکام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیره اَو فاسِدِ الطّویه وَ مِن ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ، ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه، ص۲۰۱٫
ص: ۳۰
ایشان بودند که به جابر فرمود: آن قدر زنده می مانی که مردی از اولاد مرا می بینی که هم نام من است و شکافنده علم است؛ اگر او را دیدی، سلام مرا به وی برسان.(۱)
احادیث فراوانی درباره دیدار جابر و امام باقر علیه السلام آمده است؛ از جمله:
ابان بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: تو آن قدر زنده می مانی تا فرزند من، محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب را که در تورات ملقب به باقر است، زیارت کنی؛ چون او را دیدی سلام مرا به او برسان. سال ها گذشت. روزی جابر به خانه علی بن الحسین (امام سجاد) داخل شد. محمد بن علی (امام باقر) را که جوانی بود، در آنجا دید و گفت: جوان پیش بیا. او پیش آمد. جابر گفت: راه برو. او راه رفت. جابر گفت: عجبا! به خدای کعبه قسم شمایل این جوان شمایل رسول خداست. آن گاه به علی بن حسین علیه السلام گفت: این جوان کیست؟ فرمود: این پسر من و ولیّ امر بعد از من، محمدباقر است. جابر با شنیدن این سخن برخاست و بر پای آن حضرت افتاد و [آنها را] می بوسید و می گفت: جانم به فدایت یابن رسول الله! سلام پدرت را قبول کن. رسول الله بر تو سلام می فرستد… چشمان ابی جعفر علیه السلام پر از اشک شد و فرمود: «یا

۱- شافعی العاصمی المکی، سمط النجوم العوالی، ج۴، ص۱۴۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۷، صص ۲۱۱و۲۳۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۶۹؛ ابن صباغ، الفصول المهمه، ج۲، ص۸۸۲٫
ص: ۳۱
جابر! علی أَبی رسول اللّه السّلام مادامتِ السموات و الارض؛ و سلام بر تو یا جابر! در مقابل ابلاغ سلام آن حضرت.(۱)
صفدی نیز در این باره آورده است:
از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: ای جابر، تو باقر علیه السلام را می بینی؛ سلام مرا به او برسان. و جابر آخرین صحابی بود که در مدینه وفات کرد و در اواخر عمرش نابینا شده بود و در مدینه راه می رفت و صدا می زد: ای باقر! کی تو را ملاقات می کنم؟ روزی در کوچه های مدینه راه می رفت که کنیزکی کودکی را در دامن جابر قرار داد. جابر پرسید: این کیست؟ کنیزک عرض کرد: این محمد بن علی بن الحسین بن علی است. جابر او را به سینه خود چسبانید، سر مبارک و دو دست او را غرق بوسه کرد و فرمود: فرزندم! جدت رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام می رساند! سپس جابر به خودش خطاب کرد: ای جابر! مرگت نزدیک شده است، که همان شب از دنیا رفت.(۲) [ در واقع جابر تا این زمان

۱- ابن منظور، مختصر تاریخ دمشق، ج۲۳، ص۷۸؛ ذهبی، سیرأعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۴؛ در این دو کتاب، حدیث با کمی اختلاف بیان شده است، ولی اصل پیام، یعنی رساندن سلام رسول خدا به امام باقر علیه السلام به وسیله جابر مشخص است. (البته منابعی این مطلب را کامل ذکر کرده اند. نک: ابن شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۳۲۸؛ سید هاشم بحرانی، غایه المرام، ج۷، ص ۱۲۴؛ ابوالقاسم خویی، مقدمه فی اصول الدین، ج۲، صص ۳۷۹ و ۳۸۰؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ص۲۵۴؛ ابن یونس عاملی بیاضی، الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۶۱؛ محمدی ری شهری، اهل البیت فی الکتاب والسنه، ص۱۹۰، من علماء البحرین و القطیف، وفیات الائمه، ص۱۸۴٫
۲- صفدی، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۷۷٫
ص: ۳۲
زنده مانده بود تا سلام رسول خدا صلی الله علیه و آله را به امام باقر علیه السلام برساند و وظیفه ای را که آن حضرت به ایشان سپرده بود، به اتمام برساند و سپس به دیار باقی بشتابد].
محمد بن طلحه شافعی به گونه ای دیگر روایت جابر را بیان می کند:
جابر به امام باقر علیه السلام در حالی که صغیر بود، فرمود: فرزندم! جدت رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام می رساند! به جابر گفته شد: چگونه؟ فرمود: در نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودم، در حالی که امام حسین علیه السلام روی زانوی او قرار داشت و بازی می کرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای جابر! فرزندی برای حسین متولد می شود به نام علی. روز قیامت که می شود، منادی صدا می زند که سیدالعابدین برخیزد! و فرزند او برمی خیزد و برای علی بن حسین علیه السلام فرزندی متولد می شود، به نام محمد. اگر او را درک کردی، سلام مرا به او برسان.(۱)
ذهبی می نویسد در روایت دیگری آورده اند: «جدش امام حسین علیه السلام نیز سلام پیامبر صلی الله علیه و آله را به او رسانده است».(۲)
ابن قتیبه دینوری در عیون الاخبار، گزارش دیدار زید بن علی بن الحسین علیه السلام را در دربار هشام بن عبدالملک اموی به سال ۱۲۱ و

۱- ابن طلحه شافعی در مطالب السؤول، ص ۸۱، از طریق ابو زبیر نقل کرده است. نک: ابن حجر، لسان المیزان، ج۵، ص۱۹۸؛ گنجی شافعی، کفایه الطّالب فی مناقب علی بن ابی طالب۷، ص۲۹۱؛ ابن حجر، صواعق المحرقه، ص ۱۹۹؛ ابن صباغ، الفصول المهمه، ج۲، ص۸۸۲؛ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، ینابیع المودّه، ص۳۳۳ ؛ شبلنجی، نور الأبصار، ص۱۹۲؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج۵۷، ص۲۱۵؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۰۳٫
۲- ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۴٫
ص: ۳۳
منازعاتی را که با یوسف بن عمر داشتند، آورده و نقل کرده است که هشام، به انگیزه تحقیر و توهین زید، از برادر وی، یعنی ابو جعفر محمد بن علی علیه السلام ، با تعبیری وهن آلود، ناظر به لقب «باقر» یاد کرد. در پی آن، زید برآشفت و به او هشدار داد که این لقب را رسول الله صلی الله علیه و آله برای ایشان برگزیده اند. آن گاه زید ماجرای ملاقات جابر بن عبدالله انصاری با برادر بزرگوارش، امام باقر علیه السلام را باز گفت و بیان کرد که جابر سلام رسول الله صلی الله علیه و آله را به آن حضرت رساند. این گزارش، از شهرت و رواج این لقب در همان روزگار حکایت دارد که خود مایه خشم هشام نیز شده است.(۱)
البته جریان دیدار جابر با امام باقر علیه السلام و ابلاغ سلام پیامبر به آن حضرت، در روایات مختلف و مضمون های مشابه که نقل شد، از دو جهت متفاوت به نظر می رسند:
اول: از این جهت که طبق مفاد بعضی از آنها، جابر امام باقر علیه السلام را در یکی از کوچه های مدینه دیده است و طبق بعضی دیگر، در خانه امام چهارم، و مطابق دسته سوم، حضرت باقر علیه السلام نزد جابر رفته و در آنجا، جابر حضرت را شناخته است.
دوم: در بعضی از این روایات، تصریح شده است که جابر در آن هنگام نابینا شده بود، ولی در برخی دیگر آمده است که جابر با دقت قیافه امام پنجم را وارسی کرد. بدیهی است که این موضوع با نابینایی جابر سازگار نیست.
در پاسخ تفاوت نخست باید گفت که در یک نظر دقیق، منافاتی میان این احادیث نیست؛ زیرا قراین نشان می دهد که جابر از سر اخلاص و

۱- ابن قتیبه دینوری، عیون الاخبار و فنون الآثار، ج۱، ص٢١٣.
ص: ۳۴
ارادت خاصی که به خاندان پیامبر داشت، پیشگویی و ابلاغ سلام پیامبر را تکرار می کرد و می خواست با این کار، عظمت امام باقر علیه السلام را روشن سازد. بنابراین، چه اشکالی دارد این جریان بارها و در محل ها و مناسبت های مختلف تکرار شده باشد؟
پاسخ تفاوت دوم این است که شاید آن دسته از روایات که از دیدن و نگاه کردن جابر حکایت دارد، به پیش از نابینایی او مربوط باشد؛ چنان که شیخ مفید از امام باقر علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمود: نزد جابر بن عبدالله انصاری رفتم و به او سلام کردم. جواب سلام مرا داد و پرسید: که هستی؟ و این بعد از نابینایی او بود. شبیه این حدیث را سبط بن جوزی نیز نقل کرده است.(۱)
در واقع نقل این روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله باعث شهرت امام باقر علیه السلام بدین لقب شد و پس از آن هم که مجلس آن حضرت، محل تجمع و استفاده شمار فراوانی از راویان و محدثان اهل سنت گردید، این لقب حقیقت عملی خود را نیز نشان داد.
همچنین سلیمان بن ابراهیم قنْدوزی، از دانشمندان اهل سنت، در کتاب خود فصلی را در بیان نام های ائمه دوازده گانه آورده و در آن روایاتی نقل می کند که پیامبر گرامی اسلام، اوصیای خویش را از علی بن ابی طالب علیه السلام تا حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف نام برده و از امام پنجم با لقب باقر یاد می کند و می فرماید: «فَاِذَا انْقَضَّتْ مُدَّه الحُسینِ فَالاِمامُ اِبنُه عَلیٌّ وَ یُلّقَّبُ بِزَینِ العابدینِ فَبَعدَه اِبنُه یُلقّبُ بِالباقرِ؛ و هنگامی که مدت امامت حسین تمام شد، فرزندش علی که ملقب به زین العابدین بود، و بعد از زین العابدین،

۱- سبط بن جوزی، تذکره الخواص، ص۳۳۷٫
ص: ۳۵
فرزندش محمد بن علی، ملقب به باقر، امامت و رهبری جامعه را به عهده داشتند».(۱)
دیگر القاب آن حضرت به نقل از منابع شیعه و سنی:
شاکر: به معنای شکرکننده؛(۲)
شاکر لله: به معنای شکرکننده خداوند؛(۳)
هادی: به معنای هدایت کننده جامعه؛(۴)
امین: امانت دار اسرارِ الهی؛(۵)
شبیه: به جهت شباهت آن حضرت به رسول خدا صلی الله علیه و آله ؛
الصّادقَین: لقب امام پنجم و ششم؛(۶)
الصادقان: لقب امام پنجم و ششم؛
الصادقون: لقب امام پنجم و ششم؛
الباقران: لقب امام پنجم و ششم؛
الباقرین: به این معنا که صفتش، شکافنده علوم است؛(۷)
السیدان: لقب امام پنجم و ششم (در برخی موارد، راویان از باب تقیه، کلمه السیّدان را به کار می برده اند)؛
باقر علم الاولین والآخرین؛ به معنای شکافنده دانش اولین و آخرین آن؛

۱- قندوزی، ینابیع المودّه، ج ۳، باب ۷۶، ص ۲۸۴٫
۲- ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ج ۲، ص۸۸۱٫
۳- ابی محمد ابی عبدالله بن خشاب بغدادی، تاریخ موالید الائمه۷، ص۲۸٫
۴- ابن ابی الثلج، تاریخ اهل البیت۷، ص۱۳۱؛ ابن خشاب بغدادی، تاریخ موالید الائمه۷، ص۲۸٫
۵- ابن ابی الثلج، تاریخ اهل البیت۷، ص۱۳۱؛ خصیبی، هدایهالکبری، ص ۲۳۷٫
۶- سیوطی، تذکره الحفاظ، ج۱، ص۱۲۴٫
۷- سیوطی، تذکره الحفاظ، ج۱، ص۱۲۴٫
ص: ۳۶
احدهما: در برخی روایات که مشخص نبوده است روایت از امام پنجم یا ششم است، از لقب احدهما استفاده می کرده اند؛(۱)
محمد بن علی الاول، برای اینکه با امام جواد علیه السلام که آن حضرت هم ملقب به محمد بن علی است، اشتباه نشود، از این لقب استفاده می شد.(۲)
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام از دیدگاه اهل سنت نوشته آقای رمضان قوامی در بندی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


شش − = 5