سیره عملی و رفتاری

بردباری امام باقر

هر ستایش که قرآن از انسان مومن و حقیقی دارد، بارزترین فرد آن امامان میباشند. قرآن از افراد با تقوا این گونه ستایش میکند، و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس. [۱۴۶] انسانهای مومن و پرهیزکار در برابر بیادبیهای دیگران که خشمگین میشوند، خشم خود را همانند جرعه گوارا فرو میبرند و از لغزشهای دیگران گذشت میکنند.
این خصلت پایدار انسان پرهیزکار است، که در روابط اجتماعی وقتی نامهربانی های دیگران را میبیند در صدد انتقام و کینهتوزی نیست. بلکه
[صفحه ۷۹]
آرامش خویش را حفظ میکند و خشم را فرو میبرد. لغزش دیگری را در حق خویش در مرحله نخست تحمل میکند و در مورد وی بردباری مینماید. آن گاه از لغزش لغزش کار گذشت میکند.
نمونههای آشکار از این بردباری در زندگی امامان تجلی یافته است.
آنان از ظرفیت بسیار برتری بهرهمند میباشند. ناملایمات و بیادبی جاهلان را تحمل مینمایند. در نهایت از خطای آنان گذشت میکنند. در سجایای اخلاقی آن مقدار مهربانند و در برخوردهای اجتماعی، آن گونه با گذشت و با ظرفیت هستند که هیچ انسان با انصافی نمیتواند از آنان عیبجویی کند. چنان که خود حضرت اظهار میدارد مردم نمیتوانند از ما عیبجویی نمایند، ما ینقم الناس منا، نحن اهل بیت الرحمه و شجره النبوه و معدن الحکم و موضع الملائکه و مهبط الوحی [۱۴۷] «مردم از ما بدشان نمیآید، ما اهل بیت رحمت مهربانی هستیم و درخت پیامبری و مخزن حکم الهی و جایگاه رفت و آمد فرشتگان و محل نزول وحی هستیم».
امام رووف آن گونه بردبار است که بر نامهربانی ها بردباری میکند. با این که همواره تلاش میکند مردم را به راه حقیقت رهنمون نمایند، عدهای بیتوجه به این مهم میباشند. به سوی آنان روی نمیآورند. امام از این روحیه گلایه میکند، میفرماید: امر مردم نسبت به ما امتحان بزرگی است. ما آنان را به حق فرا میخوانیم آنان توجه نمیکنند، بلیه الناس علینا عظیمه ان دعوناهم لم یستجیبوا [۱۴۸] در برابر نامهربانیهای مردم بردباری پیشه مینمایند و از پیگیری هدف والای خویش باز نمیمانند.

[صفحه ۸۰]
فرد نصرانی به امام رو کرد و گفت، انت بقر، (نعوذ بالله امام را به حیوان تشبیه نمود.) امام با کمال خونسردی اظهار کرد: نه، من باقرم، فرد ناهنجار نسبت دیگری را مطرح ساخت که تو فرزند نانوا یا آشپز هستی، (مادرت نانوایی کرده است.) انت ابن الطباخه. امام در جواب وی گفت، نانوایی کارش بوده است. متاسفانه وی از بردباری امام سوء استفاده کرده به وی گفت، تو فرزند همان سیاه زنگی بد گفتاری هستی. امام با آرامش فرمود اگر تو درست میگویی خدا از گناه او در گذرد. اگر تو دروغ میگویی خدا از تو درگذرد. فرد آن مقدار ناهنجار است که چیزهایی که به حضرت نسبت میدهد هیچ گونه زمینه ندارند، مادر حضرت نه کنیز آفریقایی است و نه بد زبان است. بلکه همان گونه که در بخش اول گذشت مادر حضرت یکی از فرزانگان و یکی از زیباترین زنان بنیهاشم بود که از دو جانب علوی نسب بود و مانند وی وجود نداشت. لیکن فرد ناهنجار، این گونه نسبت ها را به مادر حضرت میدهد! حضرت هم این گونه وی را تحمل میکند! در هر صورت نصرانی که اخلاق والای امام را دید شیفته برتریهای امام شده، اسلام آورد! فاسلم النصرانی. [۱۴۹].
فرد شامی با این که کینه اهل بیت در سینه وی موج میزد هماره در مجلس حضرت حاضر میشد. وی نتوانست پنهانی خویش را پاس دارد. روزی به حضرت اظهار کرد شرکت من در جلسه شما به خاطر علاقه ی من به شما نیست. من کینهتوز ترین فرد نسبت به اهل بیت هستم. شیرین سخنی و ادب و اخلاق تو مرا جذب کرده است. امام از سخن تند وی آشفته نشد، بلکه مهربانی و لطف خود را در حق وی فزونی بخشید، تا آن گاه که
[صفحه ۸۱]
شخص متوجه حقیقت شده، دست از دشمنی برداشته از دوستان حضرت قرار گرفت. وی حتی هنگامی که مرگش فرا رسید، وصیت کرد که باقر العلوم علیهالسلام بر وی نماز بخواند، فاوصی ان یصلی علیه. [۱۵۰].
این ها نمونه هایی گویا و آموزنده از رفتار بردباری حضرت است، که دشمنی ها را متحول ساخته و به دوستی تبدیل میکند. همان رفتاری که قرآن به آن دستور می دهد که نامهربانی کرداری دیگری را با نیکی پاسخ دهید؛ تا دشمن ها دوست صمیمی گردند، ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم. [۱۵۱] «بدیهای دیگری را به نیکی پاسخ ده، آن گاه بین تو و آن کسی که دشمنی بود، دوستی و صمیمیت پدیدار میشود».
[صفحه ۸۴]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


8 − = هیچ