اخلاق و فضائل, سیره عملی و رفتاری

حلم و بردباری امام باقر

حلم از فضایل اخلاقی و امهات صفات محموده است که در ائمه معصومین به شدت ظهور و بروز داشته اما چون حلم با غیرت گاهی در مرحله مواجهه و اصطکاک قرار میگیرند در بشر عادی که از سر حد خود گذشت تعبیر به بیغیرتی میشود چنانچه در هتک ناموس مثلا حلم داشته باشد در حالی که حلم و بردباری برای حفظ عصمت و طهارت و غیرت و حمیت است نه برای سلب آن باید در مواقع مقتضی بردباری نمود تا شئون اجتماع در سایه عفت و امنیت مصون بماند.
امام علیه السلام که عالم به ما کان است میداند موارد حلم کجاست تشخیص امام بهتر و سریعتر از سایر مردم است و لذا درباره دین فداکاری و تحمل و بردباری میکند تا آنجا که
[صفحه ۶۰]
نسبت به دین هتک احترام نشود و در حالی که اگر نسبت به مصالح و منافع خود تکاهل و تجاهل نماید این فداکاری است که منافع خود را فدای مصالح دین کند اما نسبت به دین به موقع در هر حال باشد سخن حق را میگوید و برای حفظ حق قیام میکند.
امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) در موقعی که لازم بود دین را حفظ کند تا آنجا تحمل کرد که ریسمان به گردنش اندازند ولی در برابر دین شمشیر او تا چهل سال در غلاف نرفت و هر روز بینی گردنکشان را به خاک میمالید – امام حسن مجتبی برای حفظ مصالح عمومی مسلمین و دین خلافت و حکومت عامه را از دست داد تا دین مصون بماند و سیدالشهداء علیه السلام به همان جهت قیام کرد و شمشیر کشید و اگر زمان و مقتضیات عصر امام حسن را به امام حسین (ع) میدادند او صلح میکرد و حضرت مجتبی شمشیر میکشید پس حلم و غیرت هر دو در بنیهاشم مخصوصا ائمه معصومین به قوت باقی بود که به مقتضای زمان و مکان به منصه ظهور و بروز میرسید حضرت امام زینالعابدین به اقتضاء زمان تحمل و بردباری شگفتآوری نمود زیرا ناملایمات عصر او بیش از همه ائمه بود و مصائب و متاعبی که او با آن مواجه گردید برای هیچ یک از ائمه نبود و حلم و صبر او بارزترین صفات اخلاقی بود.
حضرت امام محمدباقر نیز از سه سالگی شاهد همان مشهودات پدر بود و صبر و حوصله میکرد و بردباری و تحمل مینمود و از فرصت زمان و مکان برای ابراز قدرت علمی خود استفاده کرد و تحمل هر گونه مصائب و نا ملایمی دشوار را در این راه بر خود تحمل فرمود – به طوری که ابنشهرآشوب نقل میکند یکی از اهل کتاب که به دشمنی و خصومت با امام محمدباقر علیه السلام برخاسته بودهاند حضورش گفت انت بقر قال لا انا باقر قال انت ابن الطباخه قال ذاک حرفتها – قال انت ابنالسوداء الزنجیه البذیه قال ان کنت صدقت غفر الله لها و ان کنت کذبت غفر الله لک – فاسلم
آن مرد یهودی گفت تو بقر هستی خواست اهانت و جسارت کند با کمال آرامش فرمود نه من باقر و شکافنده علم هستم گفت پسر طباخه هستی فرمود آن حرفه است اگر هم باشم عیبی ندارد کسب و هنر ننگ و عار نیست گفت تو پسر سیاه زنگباری هستی فرمود ای مرد اگر اینها که تو گفتی در حق من باشد خدا مرا رحمت کند و اگر دروغ و تهمت و دشنام میدهی خدا تو را بیامرزد – این مرد بداندیش سخت دگرگون شد اسلام آورد و تسلیم گردید و این اسلامیت دشمن در اثر حلم و بردباری و شکیبائی امام محمدباقر علیه السلام بود تا
[صفحه ۶۱]
مردی هدایت شود به عکس حلم و بردباری معاویه است که گروهی را از دین بدر میبرد و ابواب افتضاح و بیآبروئی را با حلم خود به سوی خود و خاندانش میگشود چنانچه در کتاب امام حسن مجتبی علیه السلام نوشتیم.
برگرفته از کتاب زندگانی امام محمد باقر علیه السلام نوشته آقای حسین عماد زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


8 − = شش