از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

زبانحال امام محمد باقر (ع) – صحنه هایی بدیده ام که مپرس

درد عشقی کشیده ام، که مپرس
سوز هجری چشیده ام، که مپرس

کوفه و شام و کربلا به خدا
صحنه هایی بدیده ام، که مپرس

بین پهلو و دست و این بدنم
او کتک زد به دیده ام، که مپرس

تو مگو بین راه کوفه چرا
معجری را خریده ام ، که مپرس

دست بسته به راه کوفه و شام
پا برهنه دویده ام ، که مپرس

همچو زینب به وقت ظهر عطش
دل ز دنیا بریده ام ، که مپرس

از چمن زارهای چشم ترم
قطره ای خون چکیده ام، که مپرس

روی شنزار قلب خسته ی خویش
نقش رأسی کشیده ام ، که مپرس

روز عاشور وقت عصر با صورت
روی خارها پریده ام ، که مپرس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


2 × = چهارده