احادیث و سخنان

سخنان امام باقر در وجود پروردگار

ابوبصیر گوید: مردی خدمت امام باقر علیهالسلام شرفیاب شد و عرض کرد: ای اباجعفر! به من بگو پروردگارت از کی بوده است؟
حضرت فرمود: وای بر تو؛ به چیزی که در زمانی نبوده گویند: از کی بوده؟ همانا پروردگار من – تبارک و تعالی – همیشه بوده، و زنده است بدون چگونگی، و برای او «بود»، نیست، زیرا این چگونگی است، و برای او «شد» نیست که کجاست، و در چیزی نیست، و بر چیزی قرار ندارد، و برای منزلت خود مکانی پدید نیاورده است، و پس از آن که چیزها را آفرید نیرومند نگشت، و پیش از آن که چیزی بیافریند، ناتوان نبود. و پیش از آن که چیزی پدید آورد، ترسان نبود. و به چیزی که بوجود میآورد مانند و شبیه نیست، و پیش از آفریدنش از ملک و سلطنت جدا نبود، و پس از رفتن آفریدگان نیز از آن جدا نیست. همیشه زنده است بدون زندگی جدای از ذاتش، و پیش از آن که چیزی بیافریند پادشاهی توانا است، و پس از ایجاد جهان هستی پادشاهی مقتدر است، برای او چگونگی و مکان و حدی نیست، و به وسیلهی شباهت به چیزی شناخته نمیشود، و از طولانی ماندن پیر نمیشود.
او از چیزی نمیترسد، و چیزی او را نمیترساند، بلکه تمام اشیا از ترس او قالب تهی میکنند.
او زنده است، بدون زندگی پدید آمده، و (بدون) بود قابل وصف، و چگونگی محدودی، و (بدون) اثری که مؤثر شود، و مکانی که مجاور چیزی باشد، بلکه زندهای است که (با آثار قدرت) شناخته شده، و پادشاهی که همیشه قدرت دارد، آنچه میخواهد به مشیت خود پدید آورد، نه محدود است نه دارای اجزاء، و نه فانی میگردد.
او سرآغاز هستی بدون کیفیت است، و انجام هستی بدون مکان است، همه
چیز جز ذات او نابود است، آفرینش و فرمان بدست اوست، پر خیر است پروردگار جهانیان.
وای بر تو ای سؤال کننده! همانا پروردگار مرا اوهام فرا نگیرد، شبههها بر او فرود نمیآیند، چیزی به نزدیکی او نرسد، و پیش آمدهایی بر او وارد نمیشود، و از چیزی مسئول نمیشود، و بر چیزی واقع نمیگردد، و چرت و خوابش نبرد، هر چه در آسمانها و زمین و میان آنها و زیر خاک است از آن اوست.
العطار، عن أبیه، عن ابن عیسی، عن الحسین بن سعید، عن القاسم بن محمد، عن علی بن أبیحمزة، عن أبیبصیر قال: جاء رجل الی أبیجعفر علیهالسلام فقال له: یا أباجعفر! أخبرنی عن ربک متی کان؟
فقال: ویلک! انما یقال لشیء لم یکن فکان، متی کان؟ ان ربی تبارک و تعالی کان لم یزل حیا بلا کیف و لم یکن له کان، و لا کان لکونه کیف، و لا کان له أین، و لا کان فی شیء، و لا کان علی شیء، و لا ابتدع لکانه مکانا، و لا قوی بعد ما کون شیئا، و لا کان ضعیفا قبل أن یکون شیئا، و لا کان مستوحشا قبل أن یبدع شیئا، و لا یشبه شیئا مکونا [۱] و لا کان خلوا من القدرة علی الملک قبل انشائه [۲] ، و یکون منه خلوا بعد ذهابه.
لم یزل حیا بلا حیاة، و ملکا قادرا قبل أن ینشیء شیئا، و ملکا جبارا بعد انشائه للکون، فلیس لکونه کیف، و لا له أین، و لا له حد، و لا یعرف بشیء یشبهه، و لا یهرم لطول البقاء، و لا یصعق لشیء، و لا یخوفه شیء، تصعق الأشیاء کلها من خیفته.
کان حیا بلا حیاة حادثة [۳] و لا کون موصوف، و لا کیف محدود، و لا أثر مقفو [۴] ، و لا مکان جاور شیئا، بل حی یعرف، و ملک لم یزل، له القدرة و الملک، أنشأ ما شاء بمشیته [۵] ؛ لا یحد و لا یبعض و لا یفنی. کان أولا بلا کیف، و یکون آخرا بلا أین، و کل شیء هالک الا وجهه، له الخلق و الأمر، تبارک الله رب العالمین.
ویلک أیها السائل! ان ربی لا تغشاه الأوهام، و لا تنزل به الشبهات، و لا یجار من شیء، و لا یجاوره شیء، و لا تنزل به الأحداث، و لا یسأل عن شیء یفعله، و لا یقع علی شیء، و لا تأخذه سنة و لا نوم، له ما فی السموات و ما فی الأرض و ما بینهما و ما تحت الثری. [۶] .
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] فی الکافی: و لا یشبه شیئا مذکورا.
[۲] فی الکافی: و لا کان خلوا من الملک قبل انشائه.
[۳] فی التوحید المطبوع: بلا حیاة عاریة.
[۴] ففی أثره أی تبعه، و فی الکافی: «و لا أین موقوف علیه» بدل ما فی التوحید.
[۵] فی التوحید المطبوع: أنشأ ما شاء کیف شاء بمشیته. و فی الکافی: حین شاء بمشیته.
[۶] بحارالأنوار: ج ۴ ص ۲۹۹ ح ۶۸، عن التوحید.
منبع: پرسشهای مردم و پاسخهای امام باقر؛ احمد قاضی زاهدی؛ حاذق چاپ دوم ۱۳۸۶٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام باقر علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هفت − 6 =