امامت و رهبری، حاکمان زمان

سلیمان بن عبدالملک در نگاه امام باقر

با توجه به کوتاهی دوران خلافت سلیمان که مورخان آن را دو سال و اندی دانستهاند، [۳۲۳] مطلب زیادی دربارهی او در کتابهای تاریخی ثبت نشده است. اما نقلی تاریخی دربارهی مکاتبهی عمر بن عبدالعزیز با امام باقر (ع) وجود دارد که در آن یادی از سلیمان بن عبدالملک شده و امام باقر (ع) نظر خود را دربارهی سلیمان به صراحت بیان داشته است.
یعقوبی در تاریخ خود مینویسد:
عمر بن عبدالعزیز به امام باقر (ع) نامهای نوشت تا او را بیازماید (از میزان علم و مقام معنوی او باخبر شود). امام باقر (ع) در پاسخ او، نکات هشدار دهنده و پندآموزی را یادآور شد و وی را از فرجام بدرفتاری و پیامدهای قدرت و شاهی بیم داد.
(با توجه به این که عمر بن عبدالعزیز قبلا در دستگاه سلیمان نقش مشاورت را دارا بود و بر روابط و مکاتبات دربار اشراف داشت، به یاد آورد که میان سلیمان و امام باقر (ع) نیز مکاتبهای صورت گرفته و چنان که به خاطر میآورد، پاسخ امام به سلیمان با پاسخی که امام به نامهی وی داده، متفاوت است، از این رو) دستور داد تا پاسخ امام باقر (ع) به سلیمان بن عبدالملک را از لابلای اسناد بیرون کشیده، نزد او آوردند.
نامه را آوردند و او دید که امام باقر در پاسخ سلیمان سخنی از هشدارها به میان نیاورده، بلکه سلیمان را مورد مدح قرار داده است!
[صفحه ۱۷۸]
عمر بن عبدالعزیز به کارگزار خود در مدینه نوشت: محمد بن علی را احضار کن و از ایشان بپرس که چرا در پاسخ سلیمان او را مدح و ستایش کرده، ولی در پاسخ به نامه من (عمر بن عبدالعزیز) سخن از عدل و احسان به میان آورده است!
کارگزار، به دستور وی امام باقر (ع) را احضار کرد و مطلب را با امام در میان گذاشت. امام باقر (ع) فرمود: سلیمان فردی جبار و زورگو بود و من ناگزیر بودم در نامهی خود با او، همان گونه سخن بگویم که مردم ناچارند با جباران سخن بگویند، ولی آن گونه که پیدا است، سرور تو (عمر بن عبدالعزیز) میخواهد به شیوهای غیر از شیوهی جباران رفتار کند و اقدامهایی در جهت کاستن ظلم و جباریت برداشته است، بدین جهت با او به گونهای سخن گفتم که مناسب وضع اوست. [۳۲۴].
عمر بن عبدالعزیز
فرمانروایی سلیمان دیری نپایید و پس از دو تا سه سال حکومت، بیمار شد و جان سپرد.
پس از او، عمر بن عبدالعزیز در سال ۹۹ ه به خلافت رسید. [۳۲۵].
عمر بن عبدالعزیز امیرزادهای بود که در دستگاه خلافت مروانیان، از دوران جوانی برخی از کارهای آنان را بر عهده داشت و گوشهای از بار ایشان را بر دوش میکشید. از آن جمله اینکه در عصر خلافت ولید والی مدینه بود و این پست را از سال ۸۶ ه تا ۹۸ ه در اختیار داشت، [۳۲۶] در حالی که سن وی در آغاز تصدی این پست از ۲۵ سال نمیگذشت. [۳۲۷].
وی در میان خلفای اموی، خط مشیها و سیاستهای ویژهای داشت که او را از دیگران ممتاز میساخت.
آن گونه که دیگران، خودسر، مستبد، ستم پیشه و دشمن خاندان علی (ع) بودند
[صفحه ۱۷۹]
او نبود، بلکه در دوران خلافتش، گامهای مثبتی در کاستن از فشارها سیاسی – اجتماعی نسبت به شیعه و آل علی (ع) برداشت.
مورخان در شرح حال او نوشتهاند که وی حتی قبل از رسیدن به خلافت، فردی متین و دور از فساد بود، هر چند در تجمل و آسایش و رفاه زیادهروی میکرد. [۳۲۸].
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام جلوه امامت در افق دانش نوشته آقای احمد ترابی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


6 × = چهل هشت