از دیدگاه قرآن

سوره العصر

اشاره
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۸۵
«وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍإِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» [۳- ۱]
سوگند به عصر [غلب حق بر باطل ، که واقعاً انسان دستخوش زیان است؛ مگر کسانی که گرویده و کارهای شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایی توصیه کرده اند.
متن روایت‌
۱ حدثنا احمد بن هرون القاضی و جعفر بن محمد بن مسرور و علی بن الحسین بن شاذویه المؤدب رضی الله عنهم قالوا: حدثنا محمد بن عبدالله بن جعفر بن جامع الحمیری قال: حدثنا ابی عن محمد بن الحسین بن ابی الخطاب الدقاق عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر قال: سألت الصادق جعفر بن محمد عن قول الله عزوجل «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ» فقال: العصر عصر خروج القائم (ع) «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ» ی عنی اعداءنا «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا» ی عنی بایاتنا «عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» یعنی بمواساه الاخوان «وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ» ی عنی بالامامه «وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» ی عنی فی الفتره. «۱» [۲۳۶]
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۸۶
۲ حدثنا محمد بن جعفر قال: حدثنا یحیی بن زکریا عن علی بن حسان عن عبدالرحمن بن کثیر عن ابی عبدالله (ع) فی قوله تعالی «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» فقال: استثنی اهل صفوته من خلقه حیث قال: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍإِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا» ی قول: امنوا بولایه امیرالمؤمنین «وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ» ذریاتهم و من خلّفوا بالولایه و تواصوا بها و صبروا علیها. «۱» [۲۳۷]
۳ قرأ ابو عبدالله «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ» وانه فیه الی اخر الدهر «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» و ائتمروا بالتقوی و ائتمروا بالصبر. «۲» [۲۳۸]
نقد و بررسی‌
در روایت مفضل بن عمر از امام صادق (ع) آن حضرت «والعصر» را سوگند به زمان قیام قائم آل محمد (ع) می‌داند. زمانی که حکومت حقه الهیه بر جهان حاکم شود و عدل و داد همه جا را فرا گیرد.
«عصر» در لغت به معنی فشردن شی‌ء و گرفتن عصاره آن است. «۳» سپس به بخشی از روز، عصر گفتند؛ زیرا کارهای روزانه در این زمان فشرده و پیچیده می‌شود. به مطلق زمان و دوران تاریخ زندگی بشر نیز عصر گویند. اختلاف معانی «عصر» نزد اهل ادب، سبب اختلاف آراء مفسران در تفسیر سوره «العصر» شده است. برخی آن را سوگند به سراسر تاریخ و عصر گویند. گروهی «والعصر» را سوگند به عصر به معنای بخشی از روز
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۸۷
دانسته اند. و در قرآن کریم در برابر آن «و الضحی» قرار دارد که خداوند به چاشتگاه قسم خورده است. شماری آن را سوگند به زمان بعثت پیامبر اکرم (ص) می‌دانند. «۱» مفسران گرانقدر طبرسی و علامه طباطبایی علاوه بر موارد یاد شده، «و العصر» را سوگند به زمان ظهور امام زمان (ع) نیز دانسته اند. «۲»
روایت منسوب به امام صادق (ع) به مورد اخیر اشاره دارد و در ادامه این روایت چنین آمده است که هدف از «الانسان» در سوره «العصر» دشمنان آل محمد (ص) هستند.
مفسران بر آنند که «الانسان» در آیه یاد شده اسم مقرون به ال جنس است و کل انسان‌ها را شامل می‌گردد به معنای این که تمام انسان‌ها در زیانکاری به سر می‌برند؛ مگر آنان که در آیه استثنا شده اند. با در نظر گرفتن این معنا، بارزترین و واضح ترین مصداق این انسان‌ها دشمنان اهل بیت (ع) هستند.
آن گاه، امام، کسانی را از عموم آیه استثنا می‌کند که به آیات الهی ایمان آورده، به مواسات برادران دینی خود پرداخته و در دوران غیبت امام، یکدیگر را به صبر و شکیبایی دعوت کنند. با این تفسیر، استثناء در آیه مذکور، از نوع استنثاء منقطع است؛ زیرا مؤمنان صالح از جنس دشمنان اهل بیت نیستند، در حالی که بر طبق تفسیر رایج و مشهور، استنثناء از نوع متصل است.
در روایت دیگر، مقصود از «الَّذِینَ آمَنُوا» کسانی هستند که به ولایت علی (ع) ایمان آورده و ذریه و نسل خود را به صبر در راه ایمان به ولایت دعوت می‌کنند؛ زیرا ایمان به ولایت و طرفداری از آن و ثبات و پایداری بر آن نیازمند صبر و شکیبایی است؛
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۸۸
چون این امر با منافع و سلایق گروهی سازگاری ندارد.
روایت شماره سه، بیانگر آن است که سوره «العصر» بزرگتر از مقدار کنونی بوده، بخشی از آن حذف شده است. علامه سید مرتضی عسکری پس از ذکر این روایت به نقد و بررسی آن پرداخته و چنین نتیجه می‌گیرد: این خبر، صحیح و قابل استناد نیست؛ زیرا:
۱ روایت مورد نظر مرسل است.
۲ این روایت با همین مفهوم در جایی دیگر دارای سند می‌باشد و در میان رجال آن، سیاری غالی و کذاب وجود دارد.
۳ روایت یاد شده در تفاسیر طبری، قرطبی و سیوطی به علی (ع) منسوب است.
۴ قطعاتی که در این روایت آمده در مقایسه با بلاغت قرآن، از سطح بسیار پایین‌تری برخوردار است.
۵ طبرسی این قرائت را به ابن مسعود نسبت می‌دهد.
نتیجه آن که این روایت را سیاری غالی از مدرسه خلفا گرفته و آن را به ائمه معصومین (علیهم السلام) نسبت داده است، پس قابل استناد نیستند. «۱»
روایاتی با همین مضمون به نقل از پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و ابن مسعود به وسیله طبرسی، قرطبی و فخر رازی، در کتب تفسیری آن‌ها آورده شده است. «۲» ولی هیچکدام از این‌ها دلیل صحت صدور آن از ناحیه معصوم (ع) نیست و به فرض قبول، این روایت از باب تفسیر و شرح سوره است و بر نزول آن دلالت ندارد. وجود تعبیر «قرأ» در ابتدای آن ممکن است ناشی از توهم راوی باشد یا چنان که پیشتر اشاره شد، مقصود از «قرأ»، «فسر» باشد.
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۸۹
برگرفته از کتاب روایات تفسیری امام باقر و امام صادق علیهما السلام نوشته خانم لاله افتخاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 3 = دوازده