از دیدگاه قرآن

سوره القارعه

اشاره
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۶۹
«فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَاضِیَهٍ وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ وَمَا أَدْرَاکَ مَاهِیَه نَارٌ حَامِیَهٌ». [۱۱- ۶]
اما هر که سنجیده‌هایش سنگین بر آید، پس وی در زندگی خوشی خواهد بود. و اما هر که سنجیده‌هایش سبک بر آید، پس جایش «هاویه» باشد. و توچه دانی که آن چیست؟ آتشی است سوزنده.
متن روایت‌
۱ حدثنا الحسن بن علی بن زکریاء بن عاصم الیمنی عن الهیثم بن عبدالرحمن قال: حدثنا ابوالحسن علی بن موسی بن جعفر عن ابیه عن جده (ع) فی قوله «فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَاضِیَهٍ». قال: نزلت فی علی بن ابی طالب (ع) و «وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ»، قال: نزلت فی الثلاثه. «۱» [۲۲۰]
۲ قال الامامان الجعفران (ع) فی قوله تعالی «فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ» فهو امیرالمومنین (ع) «فِی عِیشَهٍ رَاضِیَهٍ وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ» و انکر ولایه علی «فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ» فهی النار جعلها الله امه و مأواه. «۲» [۲۲۱]
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۷۰
۳ فی احتجاج ابی عبدالله (ع)، قال السائل: او لیس توزن الاعمال؟ قال: لا، لان الاعمال لیست اجساما و انما هی صفه ما عملوا، و انما یحتاج الی وزن الشی‌ء من جهل عدد الاشیاء و لایعرف ثقلها و خفتها و أن الله لایخفی علیه شی‌ء. قال: فما معنی المیزان؟ قال: العدل. قال: فما معناه فی کتابه «فمن ثقلت موازینه» قال: فمن رجح عمله. «۱» [۲۲۲]
۴ عده من اصحابنا عن احمد بن محمد بن خالد عن منصور عن العباس عن سعید بن جناح عن عثمان بن سعید عن عثمان بن سعید عن عبدالحمید بن علی الکوفی عن مهاجر الاسدی عن ابی عبدالله (ع) قال: مر عیسی بن مریم علی قریه قدمات اهلها و طیرها و دوابها. فقال: یا اهل هذه القریه! فاجابه منهم مجیب … قال: کیف کان عاقبه امرکم؟ قال: بتنا لیله فی عافیه و اصبحنا فی الهاویه. فقال: و ما الهاویه؟ فقال: سجین. قال: و ما سجین؟ قال: جبال من جمر توقد علینا الی یوم القیامه … «۲» [۲۲۳]
نقد و بررسی‌
روایت اول، در تأویل دو آیه «فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَاضِیَهٍ» و «وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ» آمده است. تعبیر هر دو آیه، دلالت بر عموم دارد؛ زیرا از جمله شرط و جزاء تشکیل شده اند؛ پس هر که شرائط آن‌ها را دارا باشد از مصادیق آن دو به شمار می‌آید. به عبارت دیگر، هر که در میزان اعمال، کفه کارهای نیکش سنگین تر از کفه دیگر باشد، در قیامت از زندگی خوشی برخوردار خواهد بود، مصداق اتم چنین موردی، علی (ع) است. در مقابل آنکه میزان اعمالش سبک باشد، بازگشتش به سوی «هاویه» است که این نیز مصادیق گوناگون دارد و بارزترین مصداق آن دشمنان ایشان و
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۷۱
انکار کنندگان ولایت او هستند.
روایت دوم نیز به همین مطلب اشاره دارد.
روایت سوم دربار وزن اعمال است و می‌گوید: این بدان گونه که شما می‌فهمید نیست؛ زیرا از یک سو اعمال، جسم نیستند که قابل توزین باشند و از سوی دیگر خداوند از حال امور نا آگاه نیست تا به وزن کردن آن‌ها نیاز داشته باشد، بنابراین منظور از وزن اعمال، عدل است. از این رو روایت سوم مؤید دو روایت اول و دوم می‌شود؛ زیرا علی (ع) بهترین الگوی عدالت است، او که جان گرانقدر خود را در راه برقراری عدالت در جامعه فدا کرد و میزان سنجش اعمال بندگان و قسیم النار و الجنه است.
در روایت چهارم «هاویه» به «سجین» یعنی کوهی از آتش معنا شده است. در روایت دوم، کتاب‌های تفسیر «۱» و لغت «۲» نیز «هاویه» به همین معنا آمده است. علاوه بر این آیه «نَارٌ حَامِیَهٌ» که آخرین آیه از سوره مبارکه «القارعه» می‌باشد بر همین موضوع دلالت دارد
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۳۷۳
برگرفته از کتاب روایات تفسیری امام باقر و امام صادق علیهما السلام نوشته خانم لاله افتخاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× پنج = 35