از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام باقر (ع) – من بمیرم چهره ات گشته کبود (جعفر ابوالفتحی)

من بمیرم چهره ات گشته کبود
ناله ی وا مادرا بر لب سرود

خیمه های آل طه چون بسوخت
بر مشامت می رسید از بوی دود

چون رقیه خورد سیلی باقرا
جز تو مرهم بر دل زارش که بود؟

وای از شام و ز پشت بام ها
یک عدد مرد خدا آن جا نبود

من نمی دانم تو را هم زد کتک؟
صورت زینب که گردیده کبود

صبر کردی بر مصیبت ها ز عشق
ای تمام کارهایت، حلم و جود

یک سوال بی جواب آقا بگو
شد سپید هر تار موی تو چه زود؟

در خرابه آن سه ساله راز گفت
کرد با رأس پدر گفت و شنود

گفت بابا با دلم حرفی بزن
اشک چشمانم برایت سیل و رود

کاش می دیدی، خرابه، دخترت
درد می کرده تنش وقت قعود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 2 = هشت