از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام باقر (ع) – نگاه چشم تَرَم کل صحنه ها را دید

نگاه چشم تَرَم کل صحنه ها را دید
در این میان فقط از دست زجر می ترسید

اگرچه سینه ام از هُرم زهر می سوزد
ولی وجود من از داغ کربلا خشکید

چه گویمت که کجا رفتم و چه ها دیدم
در اوج کودکیم قامتم ز غصّه خمید

چه گویمت که در آنجا چه ظلم ها کردند
چه لاله ها چِقَدَر غنچه ها که دشمن چید

چه گویمت من از آن لحظه که عمو می رفت
کنار آب رسید و نَمی از آن نچشید

چه گویمت من از آن لحظه که علم افتاد
حرم نه کل جهان بود که ز هم پاشید

چه گویمت که امامی ز صدر زین افتاد
و نیزه ها که تن پادشاه را بوسید

مقابل من و عمّه، رقیه سیلی خورد
هزار مرتبه ازدرد هی به خود پیچید

میان قافله او را نشانه می کردند
چه لحظه ها که مغیلان به پای او نرسید

چه بوسه هاکه نزد عمّه جان به صورتمان
به جای زخم کبودی به جای دست پلید

درآن دقیقه که از تل نگاه می کردم
تمام موی سرم شد شبیه عمّه سفید

اگر چه زهر جفا قاتلی به قلبم شد
ولی قدم فقط از داغ کربلا خم شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


4 × = سی شش