از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام باقر (ع) – کسی که کودکی اش راس ساعت سر بود

کسی که کودکی اش راس ساعت سر بود
رسیده بود به حرفی که حرف آخر بود

تمام خاطره ی کودکیِ این آقا
پر از حضور غریب گلو و خنجر بود

ز کودکی خودش تا خودِ همین حالا
همیشه منتظر مردِ آب آور بود

تمام غصّه اش این بود که گلوش چرا –
بزرگ تر ز گلوی علیِ اصغر بود؟

تو یک طرف، همه ی علم یک طرف امّا
چگونه بود که این کفّه ها برابر بود؟

همین که زهر اثر کرد مرد با خود گفت:
هشام هر چه که بود از یزید بهتر بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


5 − = دو