از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام باقر (ع) – کودک دلهره نگاه کودکی ات دیده بود قافله را

کودک دلهره نگاه کودکی ات دیده بود قافله را
تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می خواهم
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم
خودت بگو بنویسم کدام مرحله را؟

چه قدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت
ز نیزه دار، که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی است این که دستانت
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر
گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چه قدر
به روی خویش نیاورده اید آبله را

دلیل قافله می بُرد، پا به پای خودش
نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می آری
تمام زخم زبان های شهر هلهله را

مرا ببخش که مجبور می‌شوم در شعر
بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت
که در تلاطم خون دید قلب قافله را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


پنج + 5 =