از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام باقر (ع) – گر چـه امشب پـیـکـرم می سوزد از زهـر جفا

گر چـه امشب پـیـکـرم می سوزد از زهـر جفا
خـوب شـد، راحـت شـدم از غصّه هـای کـربـلا

روضـه خـوانِ کـربـلا و مـادرم زهـرا شـدم
سوخـتـم از مـاجـرای پـهـلـوی خـیـر النـسـا

گـر چـه این زهـر هشام بـی حـیـا جـانـم گرفت
شیشه ی عمـرم شکسته شد میـان خیمه هـا

مـن تـمـام مـاجـرای کـربـلا را دیـده ام
عمـر مـن سـر شد مـیـان گـریـه و بـزم عـزا

بـا دو چشم خـویـش دیدم حلق اصغر پـاره شد
آن چنان تیر سه پر را زد که شد رأسش شد جدا

بـا دو چشم خـویـش دیدم اربـاً اربـا شد عـلـی
داغ اکـبـر آتـشـی زد بـر دل خـون خـدا

بـا دو چشم خـویـش دیدم مشک سقا پاره شد
فـرق او از ضـرب کـیـنـه شـد شبـیـه مـرتـضـی

بـا دو چشم خـویـش دیدم جدّ مظلومم حسین
در مـیـان قـتـلـگـاه خـویـش می زد دست و پـا

بـا دو چشم خـویش دیدم خیمه ها آتش گرفت
الامـانِ کـودکـان، مـی آمـد از ارض و سمـا

بـا دو چشم خـویـش دیدم عمّه را سیلی زدند
مـعـجـر از سـر می کشیدند دشمنـانِ بـی حـیـا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ هفت = 9