از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر میلاد امام باقر (ع) – برخیز نگارا که بهار طرب آمد

برخیز نگارا که بهار طرب آمد
عید عجم و جشن نشاط عرب آمد

از کثرت انوار یکی روز و شب آمد
پایان جمادی شد و ماه رجب آمد

ماهی که شود ملک جهان خُلد مُخلد
از یمن قدوم دو علی و دو محمد

بر اهل ولا عید مویّد شده امشب
در جلوه رخ داور سرمد شده امشب

لبخند عیان بر لب احمد شده امشب
میلاد همایون محمد شده امشب

در دامن خورشید، عیان قرص قمر شد
فخر دو جهان سید سجاد پدر شد

امشب صدف بحر ولایت گهری زاد
یا دخت حسن فاطمه، زیبا پسری زاد

در خانه ی خورشید ولایت قمری زاد
یا بار دگر آمنه پیغامبری زاد

این است که دو فاطمه را نور دو عین است
پور دو علی باشد و نجل حسنین است

این گوهر یکدانه ی دریای عقول است
در مکتب دین دوستیش اصل اصول است

ماه دو علی مهر دل آرای رسول است
فرزند حسین است و عزیز دو بتول است

مولای همه عبد خداوند مقام است
تا حشر امام است امام است امام است

این محور دین اختر تابنده ی علم است
در قلب زمان نور فزاینده ی علم است

آرنده ی علم است و نماینده ی علم است
گوینده ی علم است و شکافنده علم است

در کنیه ابوجعفر و باقر شده نامش
پیغمبر اسلام فرستاده سلامش

دشمن به عداوت خجل از کثرت خیرش
فرقی نکند گاه کرامت خود و غیرش

جبریل امین گم شده در وادی سیرش
شیرینی جان قصه شیرین عُزیرش

علم همه یک قطره ز دریای کمالش
دیوانه شود عقل به توصیف جمالش

ای گوهر شش بحر و یم هفت دُرِ ناب
ای سائل انوار رخت مهر جهانتاب

بی مهر تو طاعات، چو نقش آمده بر آب
خاک قدم طفل دبستان تو اقطاب

فرزند پیمبر پدر هفت امامی
هم فرش مکان هستی و هم عرش مقامی

انوار دل از روی نکوتر ز مه تو
جن و بشر و خیل ملائک سپه تو

جان همه خوبان جهان خاک ره تو
شد باعث بینائی جابر نگه تو

ما را ز گنه نیست به جز روی سیاهی
ای چشم خداوند، کرم کن به نگاهی

از شوق تو چون مهر تو چون داغ به سینه
چشمم به بقیع است و دلم سوی مدینه

ای شمع دل پنج امین و دو امینه
ما غرق به دریای گناه و تو سفینه

غرقیم ولی چشم یه احسان تو داریم
با دست تهی دست به دامان تو داریم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


9 + = شانزده