از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شهادت امام باقر (ع) – سینه ام چون تلاطم دریا

سایبانی برای خاک بقیع
حائلی بین آفتاب آن جا

بوی غربت هزار سالی هست
که از آن خاک می رود بالا

غم میان دلم چو زائر شد
غصه دار امام باقر شد

زهر دادند عمق جانت را
تیره کردند آسمانت را

و گرفتند با شراب زهر
قوت دست مهربانت را

مگر آن چشم ها نمی دیدند
بال پرواز بی کرانت را

دم آخر مرور می کردی
روضه ی درد بی امانت را

به خدا چشم های تو می دید
رخ نیلی عمه جانت را

داغ بازار شام یادت بود
بارش سنگ بام قوم یهود

در میان شلوغی و فریاد
بین آشوب شهر سنگ آباد

وقت آغاز سنگ باران ها
عمه زینب نجاتمان می داد

پیش چشم رباب بی کودک
پیش بابای بی کسم سجاد

تازیانه به هر طرف می برد
کودکان را چو کاه بر روی باد

دیدم آنجا تمام غم ها را
زخم زنجیر پای بابا را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


چهار − 3 =