شهادت

شهادت امام باقر

امام باقر علیه السلام با طرح مرموز و مخفیانهی هشام بن عبدالملک، مسموم شده و به شهادت رسید، ولی زهر دهنده و چگونگی آن به روشنی مشخص نیست.
بعضی می نویسند: ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبدالملک نوهی برادر هشام، آن حضرت را مسموم نمود. [۱۶۱].
و به گفتهی بعضی زید بن حسن که با امام باقر علیه السلام خصومت داشت، به دستور هشام بن عبدالملک، زهر را بر زین اسب مالید،
[صفحه ۱۴۳]
و اسب را به حضور امام باقر علیه السلام آورد، و اصرار کرد که آن حضرت بر آن سوار گردد، آن حضرت ناگزیر سوار شد، و آن زهر در بدن او اثر کرد، به گونهای که رانهایش متورم شد و سه روز بستری گردید، و سرانجام به شهادت رسید. [۱۶۲].
امام صادق علیه السلام می گوید: آخرین روز عمر پدرم امام باقر علیه السلام بود، وصیت های خود را کرد، به او عرض کردم «پدر جان از آن روز که بستری شدهای هیچگاه شما را مثل امروز سالمتر ندیدم، و هیچ گونه نشانهی مرگ از چهرهی شما دیده نمیشود.» فرمود: پسرم! آیا صدای پدرم علی بن الحسین علیه السلام را نشنیدی که از پشت دیوار مرا طلبید و فرمود:
یا محمد!تعال عجل
«ای محمد! به سوی ما بیا و شتاب کن.» [۱۶۳].
شب شهادت امام باقر علیه السلام فرا رسید، امام صادق علیه السلام به اطاق پدرش امام باقر علیه السلام آمد، دید در حال مناجات با خدا است، با دست اشاره کرد که ساعتی بعد بیا، (تا مناجاتش تمام شود) پس از ساعتی امام صادق علیه السلام به بالین پدر آمد، امام باقر علیه السلام فرمود: «امشب آخرین شب عمر من است، هم اکنون پدرم امام سجاد علیه السلام آمد شربتی گوارا آورد و فرمود: «پسرم! از این شربت بیاشام، که خداوند وعده داده همین امشب روحت را قبض کند.» [۱۶۴].
[صفحه ۱۴۴]
به این ترتیب آن امام بزرگوار شربت گوارای بهشتی را نوشید و شکوهمندانه به لقاء الله پیوست.
برگرفته از کتاب نگاهی بر زندگی امام باقر علیه السلام نوشته: محمد محمدی اشتهاردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× سه = 6