امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

عمر بن عبدالعزیز در نظر ائمه

با آنچه تاکنون دربارهی شخصیت سیاسی و رفتاری عمر بن عبدالعزیز آوردیم، باید دید که موضع امام باقر (ع) و اصولا ائمه در
قبال حکومت وی و روش او چه بوده است. روایتی از امام سجاد (ع) در اختیار داریم که بر اساس آن، میتوان به نظر امام سجاد
(ع) دربارهی عمر بن عبدالعزیز پی برد. عبدالله بن عطای تمیمی گوید: همراه با علی بن الحسین (ع) در مسجد بودم که عمر بن
عبدالعزیز از آنجا عبور کرد، در حالی که گیره ها و بندهای کفشش از نقره بود. [صفحه ۱۸۴ ] او در آن دوره، جوانی بسیار خوش
منظر بود. نگاه امام سجاد به وی افتاد و به من فرمود: ای عبدالله بن عطا، آیا این فرد شیک پوش خوشگذران را میبینی! همو
سرانجام به خلافت خواهد رسید و بر مردم حکم خواهد راند. عبدالله بن عطا میگوید از امام پرسیدم: آیا این جوان فاسق به خلافت
میرسد؟ امام فرمود: آری؛ ولی او در مسند حکومت دیری نمیپاید و مرگ او زود فرا میرسد. و هنگامی که بمیرد آسمانیان
نفرینش میکنند و زمینیان برایش غمگینند و طلب غفران مینمایند. [ ۳۳۸ ]. روایت دیگری در این زمینه از امام باقر (ع) نقل شده
است. ابوبصیر میگوید: در مسجد با امام باقر (ع) بودم. عمر بن عبدالعزیز در حالی که لباسهایی تیره رنگ بر تن داشت و بر
خدمتکارش تکیه داده بود وارد شد. امام باقر (ع) فرمود: این جوان روزی به فرمانروایی خواهد رسید و روشی عادلانه از خود
آشکار خواهد ساخت، چهار سال زندگی میکند [ ۳۳۹ ] و سپس مرگش فرا میرسد، زمینیان بر او میگریند و آسمانیان نفرینش
میکنند. ابوبصیر گوید: من و دیگرانی که این سخن را شنیدند به شگفت آمده و گفتیم: مگر شما هم اکنون نگفتید که عدل و
انصاف پیشه خواهد ساخت! امام باقر (ع) فرمود: چرا گفتم، ولی او به هر حال بر جایگاهی که از آن ما [صفحه ۱۸۵ ] و شایستهی
ماست تکیه میزند، در حالی که هرگز حقی ندارد. بلی، او در جایگاهی که غصب میکند به اظهار عدل میپردازد! [ ۳۴۰ ]. در
بیانی دیگر چنین آمده است: امام باقر (ع) در مدینه بود (و بی آن که خبر مرگ عمر بن عبدالعزیز به مدینه رسیده باشد) فرمود:
امشب مردی چشم از جهان فرو بست که فرشتگان نفرینش میکنند و زمینیان بر او میگریند. [ ۳۴۱ ]. از مجموع این احادیث استفاده
میشود که هر چند عمر بن عبدالعزیز در شیوهی حکومت برای احیای عدل تلاش میکرده و نسبت به اهل بیت، ستمهای پیشینیانش
را نداشته است، اما به هر حال، چون حق خلافت را از اهلش (یعنی ائمه علیهمالسلام) دریغ داشته، جرمی بزرگ مرتکب شده است.
همین جرم باعث شد که خط خلافت پس از اندکی، دوباره به نفع ستمگران مورد سوء استفادهی زورگویان اموی و عباسی قرار
گیرد. از این جا روشن میشود که تنها ایده ها و آرمانها و رفتار مقطعی فرد نباید ملاک داوری مطلق نسبت به او قرار گیرد، بلکه
باید ایده ها و آرمانهای ارزشی بر اساس و اصلی صحیح استوار باشد. به تعبیر دیگر، در پیش گرفتن سیاست نیکی و بخشش و
انصاف در صورتی ارزش حتمی و مطلق بشمار خواهد آمد که بر اساسی مشروع و بنیانی صحیح استوار باشد؛ زیرا سیاست عدل
اگر بر بنیاد نامشروع و غیر الهی متکی باشد، دیر یا زود مغلوب خواهد شد و پایان خواهد پذیرفت و آثار بایستهای بر جای نخواهد
نهاد. از این مطالب نیز استفاده میشود که ائمه (ع) و از جمله امام باقر (ع) هرچند در [صفحه ۱۸۶ ] تنگنای زمان و سیاستهای
جبارانهی حاکمان، ناگزیر به ظاهر دست از سیاست و نبرد علنی با حاکمان غاصب برداشته، به تصحیح اندیشه و فرهنگ جامعه
پرداختهاند، اما در نهان و در باورهای خود، حکومت الهی و شایستگی امامان برای حاکمیت بر سرنوشت جامعهی اسلامی را
همچنان تعقیب میکردهاند، و آن را اصیل میشمردهاند.
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام جلوهی امامت در افق دانش نوشته: احمد ترابی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


9 + = هفده