احادیث و سخنان

فتوا دهنده بی دانش در سخنان امام باقر

من أفتی الناس بغیر علم و لا هدی لعنته ملائکة الرحمة و ملائکة العذاب و لحقه وزر من عمل بفتیاه. [۱] . هر که بدون علم و هدایت به مردم فتوا دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت کنند و گناه آنکه به فتوایش عمل کند دامنگیرش شود.
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] اصول کافی، ج ۱ ص ۵۲٫
منبع: سیره و سخن پیشوایان؛ محمد علی کوشا؛ انتشارات حلم چاپ اول زمستان ۱۳۸۴٫
گفتگوی الیاس نبی با امام باقر
میگویند از امام صادق علیهالسلام مرویست که: پدرم امام باقر علیهالسلام در مکه مشغول طواف کعبه بود، در این هنگام ناگهان مرد نقابداری دیده شد که طواف امام باقر علیهالسلام را قطع کرد و آن حضرت را بسوی محل صفا آورد. مرا نیز دعوت کرد، پس سه تائی به صفا رفتیم.
نقابدار به من گفت: «خوش آمدی ای پسر پیغمبر!»
سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: «خیر و برکت خدا بر تو باد ای امین خدا بعد از پدرانش.»
سپس آن مرد نقابدار به پدرم گفت: «ای اباجعفر! میخواهی تو به من خبر بدهی یا من به تو خبر بدهم؟ میخواهی تو از من بپرسی یا من از تو بپرسم؟ میخواهی تو مرا تصدیق کنی یا من تو را تصدیق کنم؟» امام باقر علیهالسلام فرمود: «همهی اینها را میخواهم و برای همه نیز آمادگی دارم.» او گفت: «بنابراین مبادا زبانت در پاسخ به سؤال من، غیر از آن چه در قلبت میباشد به من بگوید.» امام باقر علیهالسلام فرمود: «چنین کاری را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف و متضاد باشد و خداوند از علمی که در آن دوگانگی وجود دارد امتناع دارد.» او گفت: «سؤال من از همین جا آغاز میگردد که به قسمتی از آن پاسخ دادی، اکنون بفرمایید چه کسی به علمی که در آن اختلاف نیست آگاه است؟»
امام باقر علیهالسلام فرمود: «تمام این علم در نزد خداست، ولی آنچه برای بندگان است نزد اوصیاء میباشد.»
در این هنگام مرد نقابدار، نقاب خود را باز کرد و گفت: «من برای همین منظور اینجا آمدهام و در جستجوی این علم هستم.»
سپس گفت: «اوصیاء، آن علم بیاختلاف را چگونه میدانند و بدست میآورند؟»
امام باقر علیهالسلام فرمود: «همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میدانست و تحصیل میکرد (از راه وحی)، با این فرق که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنچه را میدید اوصیا نمیدیدند، زیرا او پیغمبر بود.»
تا اینکه امام باقر علیهالسلام به او فرمود: «دلم میخواست با چشمت مهدی این امت را میدیدی، در حالی که فرشتگان، روحهای کافرانی که از دنیا رفتهاند را با شمشیر آل داوود علیهالسلام، بین زمین و آسمان، عذاب میکنند، و همچنین ارواح کافران که در این دنیا هستند را به آنها ملحق مینمایند.»
در این هنگام مرد نقابدار شمشیری بیرون آورد و گفت: «این شمشیر از همان شمشیرها است.» امام باقر علیهالسلام فرمود: «بلی! سوگند به کسی که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را برای هدایت انسانها برگزید، چنین است.»
در این هنگام آن نقابدار، نقاب خود را کاملا کنار زد و گفت: «من الیاس هستم، سؤالات من به خاطر بیاطلاعی خودم نبود، بلکه میخواستم این گفتگو موجب قوت قلب اصحاب تو بشود.» [۱] .
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] کافی.
منبع: عجایب و معجزات شگفتانگیزی از امام باقر؛ واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شمیم گل نرگس چاپ چهارم ۱۳۸۶٫
گفتن لا اله الا الله انسان را بهشتی میکند؟
مردی خدمت امام باقر علیهالسلام شرفیاب شد و از حدیثی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده که: «کسی که «لا اله الا الله» گوید، وارد بهشت میشود» پرسید؟
حضرت فرمود: حدیث راست و درست است.
آن مرد برگشت و رفت، چون بیرون رفت حضرت امر فرمود که بازگردانند، سپس فرمود: ای مرد! همانا برای «لا اله الا الله» لوازم و شرایطی است، آگاه باش! به راستی من از شروط آن هستم.
نروی أن رجلا أتی أباجعفر علیهالسلام فسأله عن الحدیث الذی روی عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: من قال: «لا اله الا الله» دخل الجنة.
فقال أبوجعفر علیهالسلام: الخبر حق.
فولی الرجل مدبرا، فلما خرج أمر برده، ثم قال: یا هذا! ان للا اله الا الله شروطا، الا و انی من شروطها. [۱] .
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] بحارالأنوار: ج ۳ ص ۱۳ ح ۲۸، عن فقه الرضا علیهالسلام.
منبع: پرسشهای مردم و پاسخهای امام باقر؛ احمد قاضی زاهدی؛ حاذق چاپ دوم ۱۳۸۶٫
لحظه مرگ
از لحظه مرگ لحظه «احتضار» نام میبرند. و آن هنگامی است که فرد در حال ارتحال از این زندگی و در حال جان دادن است. یک پا در این دنیا و پای دیگر را در سرای دیگر نهاده است. از این لحظه باقر العلوم علیهالسلام این گونه خبر میدهد: هنگام مرگ شما مؤمنان، که جانتان به گلو میرسد، فرشته مرگ در نزد محتضر، حاضر میشود و به وی میگوید: آنچه از دنیا آرزو داشتی از کف نهاده شده است؛ و آنچه آرزو از جهان دیگر داری، اکنون در پیش روی توست. در پیش روی تو پیشینیان راستگو، مانند رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و علی و ابراهیم (علیهما السلام) قرار دارند. [۱] . در حدیث دیگر که از دو امام باقر و صادق (علیهما السلام) رسیده است: هیچ روحی از جسد مؤمن جدا نمیشود مگر این که در آن لحظه محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علی و حسن و حسین (علیهم السلام) را میبیند و خوشحال میشود [۲] . همچنین فرد میگوید: به باقر العلوم علیهالسلام عرض کردم به من حدیث رسیده است که علی علیهالسلام فرموده است، هر کس مرا دشمن دارد و به آن دشمنی بمیرد، در لحظه مرگ مرا خواهد دید. و هر کس مرا دوست بدارد و بر دوستی من بمیرد در هنگام مرگ مرا خواهد دید. باقر العلوم علیهالسلام فرمودند آری رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را نیز میبیند که در سمت راست وی قرار دارد، نعم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بالیمین. [۳] .
همچنین از حضرت این گونه روایت است، رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بر بالین یکی از انصار هنگام مرگش حاضر شدند و به فرشته مرگ (عزرائیل) فرمودند، با این مؤمن و رفیق من مدارا کن. فرشته در پاسخ گفت، مژده میدهم که من بر هر مؤمن، مهربان خواهم بود، فانی بکل مؤمن رفیق شفیق. [۴] . از زبان باقر العلوم علیهالسلام این گونه روایت است که انسانهای مؤمن به چشم روشنیها و نعمتها در هنگام مرگ مژده داده میشوند افراد تبهکار به خزی و رسواییها بشارت داده میشوند. [۵] . در حدیث دیگری میفرماید: هنگامی که مرگ مؤمن (شیعه) فرا میرسد، فرشته مرگ به وی میگوید آنچه آرزو داری به تو داده میشود و آنچه از آن در هراسی، در امنیت میباشی. آنگاه دری بسوی جایگاهش در بهشت گشوده میشود و به آن جایگاه نگاه میکند. و نیز همراهان خود را (رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و علی و حسن و حسین (علیهم السلام) در اطراف خویش مشاهده میکند. و این معنای آیه مبارکه است: الذین آمنوا و کانوا یتقون لهم البشری فی الحیوة الدنیا و الاخرة. [۶] «آنان که ایمان آوردند و هماره تقوا پیشه ساختهاند، برای آنان در دنیا و آخرت مژده است». از باقر العلوم علیهالسلام در مورد نشانههای لحظههای مرگ مؤمن این گونه نیز روایت شده است. نشانههای مؤمن هنگام احتضار این است که صورت وی روشن و سفید میشود، پیشانی وی عرق میکند و همانند اشک از چشمانش جاری میگردد. [۷] . و نیز از حضرت این گونه حدیث نقل است که هنگامی که مؤمن در قبر خویش قرار می گیرد اولین هدیه، که به وی ارزانی میشود، مژده بهشت است، ان اول حبائک الجنة. [۸] .
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] بحار، ج ۶، ص ۱۹۰، ح ۶٫
[۲] همان، ص ۱۹۱، ح ۳۷٫
[۳] فروع کافی، ج ۳،ص ۱۳۲٫
[۴] همان، ص ۱۳۶٫
[۵] بحار، ج ۶، ص، ۱۸۸ ح ۲۶٫
[۶] تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۱۳۴، بحار، ج ۶، ص ۱۷۷٫
[۷] فروع کافی، ج ۳، ص ۱۳۴٫
[۸] وسائل، ج ۲، ص ۸۲۰٫
منبع: امام باقر الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ فاطیما چاپ دوم ۱۳۸۵٫
لزوم دقت در گزینش معلم
هرچند تحصیل دانش ارزشمند است، ولی از آن جا که شخصیت اخلاقی و معنوی معلم در روح دانشجو تأثیر میگذارد، امام باقر (ع) سفارش فرموده است که در انتخاب معلم باید دقت کرد؛ زیرا علم غذای روح است و اگر این غذا ناسالم باشد یا به شکل نادرستی تهیه شده باشد، روح را بیمار میکند. در محضر امام باقر (ع) این آیه از قرآن مطرح شد:
«فلینظر الانسان الی طعامه» [۱] . یعنی: انسان باید به غذای خویش با دقت و تأمل بنگرد و بیندیشد. شخصی از آن حضرت پرسید: منظور از غذا چیست؟ امام فرمود: منظور از غذا، همان علمی است که میآموزد و باید انسان توجه کند که آن را از چه کسی فرا میگیرد! [۲] .
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] عبس. ۲۴٫
[۲] عن ابیجعفر (ع): فی قوله عزوجل «فلینظر الانسان الی طعامه» قال: قلت: ما طعامه؟ قال علمه الذی یأخذه، عمن یأخذه؟ اصول کافی ۲ / ۶۳، کتاب فضل العلم، باب النوادر، حدیث ۸٫
منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم ۱۳۷۵٫
لزوم دقت در انتخاب دانشجو
این تنها وظیفهی دانشجو و متعلم نیست که در انتخاب استاد ملاکهای اخلاقی و معنوی را در نظر بگیرد، بلکه در نگاه امام باقر (ع)، معلم نیز موظف است که در انتخاب متعلم دقت کرده و فردی را امانتدار دانش خود قرار دهد که از ایمان و پاکی برخوردار است و علم را در خدمت خیانت و شرارت به کار نمیگیرد. آن حضرت در این باره میفرمود: خداوند رحمت کند کسی را که علم را زنده کند. از آن حضرت سؤال شد که زنده ساختن علم به چیست؟ فرمود: به این است که، علم را با اهل دین و پرهیزکاری در میان بگذارد و با آنان مذاکره کند. [۱] .
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] سمعت اباجعفر (ع) یقول: رحم الله عبدا احیا العلم قال: قلت: و ما احیاؤه؟ قال: ان یذاکر به اهل الدین و اهل الورع. باب سؤال العالم و تذاکره، حدیث ۷٫
منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم ۱۳۷۵٫
لزوم شکر به درگاه خداوند
امام باقر (ع) میفرماید:
الطاف و نعمتهای متزاید الهی، قطع نمیشود مگر زمانی که بندگان از شکرگزاری در برابر نعمتهای حق روی گردانند و سپاس او بجا نیاورند. [۱] .
امام باقر (ع) میفرماید:
رسول خدا شبی را در خانهی عایشه به سر برد (و آن حضرت شبها بر نماز و راز و نیاز مداومت داشت) عایشه به آن حضرت عرض کرد: ای رسول خدا! چرا خویش را در مسیر عبادت و راز و نیاز با پروردگار تا این حد به زحمت میافکنی با اینکه خداوند در قرآن تضمین کرده است که غفران و بخشایش او شامل شما گردد؟ رسول خدا (ص) فرمود: ای عایشه آیا شایسته نیست که من بندهای شکور و سپاسگزار باشم! [۲] . از روایتی دیگر استفاده میشود اگر انسان توفیق عبادت و بندگی و اطاعت پروردگار را پیدا کرد، این توفیق، خود نعمتی است بزرگ و شایان شکرگزاری به درگاه خدا. امام باقر (ع) در این زمینه میفرماید: خدای را حمد و سپاس که مرا تا به این مرحله رسانده است در حالی که او را به اندازهی یک چشم بر هم زدن معصیت نکردهام. [۳] .
——————————————————————————————————————————————
پی نوشت ها:
[۱] الامام الباقر (ع): لا ینقطع المزید من الله حتی ینقطع الشکر من العباد. مشکاة الانوار ۸۶؛ میزان الحکمة ۵ / ۱۴۴٫
[۲] عن ابیجعفر (ع) قال: کان رسول الله عند عائشة لیلتها، فقالت یا رسول الله لم تتعب نفسک و قد غفر الله لک ما تقدم من ذنبک و ما تأخر؟ فقال: یا عائشة الا اکون عبدا شکورا… اصول کافی ۲ / ۹۵٫
[۳] الباقر (ع): الحمد لله رب العالمین الذی بلغنی هذا المبلغ و لم اعص الله طرفة عین. بحار ۱۲ / ۸٫
منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم ۱۳۷۵٫
لیث بن بختری
وی همان ابوبصیر معروف است که از سرشناسان اصحاب امام صادق علیهالسلام به حساب میآید. از آنجایی که وی نابینا بود، ابوبصیرش گفتهاند و کنیهاش ابومحمد میباشد. در میان اصحاب امام صادق علیهالسلام دو مرد یکی ابوبصیر و دیگری عبدالله بن محمد اسدی از دو چشم نابینا بودهاند. ابوبصیر، لیث بن بختری مرادی از صحابهی نامی امام باقر علیهالسلام شمرده میشود.
——————————————————————————————————————————————
منبع: تاریخ چهارده معصوم؛ محمد جواد مولوی نیا؛ مؤسسه انتشاراتی امام عصر (عج) چاپ دوم ۱۳۸۵٫
محمد بن مسلم بن رباح ثقفی
محمد بن مسلم مردی ثروتمند و عالیقدر بود.
شیخ کشی از عبدالله بن ابی یعفور روایت میکند که گفت من به حضرت صادق آل محمد صلی الله علیه وآله گفتم: من همه وقت نمیتوانم به حضور شما مشرف شوم، گاهی میشود که مسئلهای از من پرسش میکنند و من از جواب آن عاجز میشوم (وظیفهی من چیست؟)
حضرت صادق علیهالسلام فرمود: چرا مسائل دینی را از محمد بن مسلم که نزد پدرم وجیه و صاحب مقام بود پرسش نمیکنی!
قاضی نورالله در کتاب مجالس المؤمنین از شیخ کشی روایت میکند که گروه امامیه اجماعا محمد بن مسلم را تصدیق نمودهاند و راجع به دانشمندی او متفقند.
زراره نقل میکند که محمد بن مسلم و ابوکریبه نزد شریک رفتند تا دربارهی یک موضوعی شهادت دهند.
شریک به ایشان گفت: شما فاطمیان و جعفریان هستید (یعنی شما از دوستان فاطمهی زهراء و امام جعفر صادق علیهماالسلام هستید).
وقتی محمد بن مسلم و ابوکریبه این مقاله را شنیدند گریان شدند.
شریک گفت: چرا گریه میکنید؟!
گفتند: تو ما را به گروهی نسبت دادی که معلوم نیست ایشان بعلت نقصانی که در وجود ما هست راضی باشند ما از شیعیان آنان باشیم و چنان چه تفضل کنند و بر ما منت نهاده ما را به بندگی بپذیرند منتی بر سر ما گذاشتهاند. شریک لبخندی زد و گواهی ایشان را نپذیرفت.
نگارنده گوید: محدث قمی در کتاب تحفة الاحباب مینگارد: این شریک همان کسی است که مهدی عباسی او را به انجام دادن یکی از سه موضوع مجبور نمود:
۱- یا قضاوت کوفه را قبول کند.
۲- یا مربی و مؤدب فرزندان وی شود.
۳- یا این که یک مرتبه از غذای مهدی عباسی بخورد.
شریک خوردن طعام وی را انتخاب کرد و یک مرتبه از غذای هادی عباسی خورد.
آن لقمهی حرام به قدری در وجود شریک مؤثر واقع شد که مقام قضاوت کوفه و پرورش و تأدیب فرزندان مهدی عباسی را نیز پذیرفت. شریک همچنان مشغول شغل خود بود تا آن موقعی که هادی او را از کار بر کنار کرد.
از محمد بن مسلم روایت شده که گفت: من تعداد سی هزار (۳۰۰۰۰) حدیث از حضرت باقر آل محمد و تعداد شانزده (۱۶۰۰۰) هزار حدیث از حضرت صادق آل محمد صلی الله علیه وآله اخذ نمودم. محمد بن مسلم رحمهالله در سال (۱۵۰) هجری از دنیا رفت.
——————————————————————————————————————————————
منبع: ستارگان درخشان (جلد ۷) (سرگذشت حضرت امام محمد باقر)؛ محمد جواد نجفی؛ کتابفروشی اسلامیه چاپ پنجم ۱۳۷۶ .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


نُه × = 45