احادیث و سخنان

متن روایت در مورد سوره العصر

۱- علی بن محمد الزهری معنعنا عن سعید بن عثمان الجزار، قال: سمعت ابا سعید المدائنی عن ابی عبدالله (ع) قال: فی قول الله تعالی: «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجّینٍ وَمَا أَدْرَاکَ مَا سِجِّینٌ کِتَابٌ مَرْقُومٌ» ببغض محمد وآل محمد (ص) «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ وَمَا أَدْرَاکَ مَا عِلِّیُونَ کِتَابٌ مَرْقُومٌ یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ» بحب محمد وآل محمد (ص). «۱» [۵۶]
۲- روی عن ابی جعفر (ع) انه قال: اما المؤمنون فترفع اعمالهم وارواحهم الی السماء فتفتح لهم ابوابها و اما الکافر فیصعد بعمله وروحه حتی اذا بلغ الی السماء نادی مناد: اهبطوا به الی سجین و هو واد بحضر موت یقال له برهوت. «۲» [۵۷]
۳- حدثنا ابوالقاسم الحسنی قال حدثنا فرات بن ابراهیم، قال حدثنا محمد بن الحسین قال حدثنا علوان، قال حدثنا محمد بن معروف عن السدی عن الکلبی عن جعفر بن محمد فی قوله «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجّینٍ» قال هو فلان … «وَمَا أَدْرَاکَ مَا سِجِّینٌ» الی قوله «الَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ» الاول و الثانی. «۳» [۵۸]
۴- ابوالجارود عن ابی جعفر (ع) قال: «السجین» الارض السابعه، و «علیون» السماء
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۱۶۲
السابعه. «۱» [۵۹]
۵- عده من اصحابنا عن احمد بن محمد عن محمد بن خالد عن ابی نَهشل قال: حدثنی محمد بن اسماعیل عن ابی حمزه الثمالی قال: سمعت ابا جعفر (ع) یقول: إن الله خلقنا من اعلی علیین و خلق قلوب شیعتنا مما خلقنا و خلق ابدانهم من دون ذلک فقلوبهم تهوی الینا لانها خلقت مما خلقنا منه. ثم تلا هذه الایه: «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ وَمَا أَدْرَاکَ مَا عِلِّیُونَ کِتَابٌ مَرْقُومٌ یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ» و خلق عدونا من سجین و خلق قلوب شیعتهم مما خلقهم منه و ابدانهم من دون ذلک، فقلوبهم تهوی الیهم لانهم خلقت مما خلقوا منه ثم تلا هذه الایه: «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجّینٍ وَمَا أَدْرَاکَ مَا سِجِّینٌ کِتَابٌ مَرْقُومٌ» «۲»
[۶۰]
۶ محمد بن الحسن بن ابراهیم قال: حدثنا عُلوان بن محمد قال: حدثنا محمد بن معروف عن السُدی عن الکلبی عن جعفر (ع) قال: نزلت الایات «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ وَمَا أَدْرَاکَ مَا عِلِّیُونَ» الی قوله «عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ» و هی خمس ایات و هم رسول الله و فاطمه و الحسن و الحسین (علیهم السلام). «۳» [۶۱]
۷ حدثنا ابوالقاسم الحسینی قال: حدثنا فرات بن ابراهیم قال: حدثنا عُلوان بن محمد قال: کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۱۶۳
حدثنا محمد بن معروف عن السدی عن الکلبی عن جعفر بن محمد (ع) فی قوله: «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجّینٍ» قال: هو فلان و فلان. «۱» [۶۲]
نقد و بررسی
«سجین» از ریشه «سجن» به معنای زندان است و بر وزنِ فِعّیل است و از آن رو که این وزن مفهوم مبالغه دارد، سجین به زندانی اطلاق می‌گردد که افراد در آن مخلد و جاودان باشند. «۲» در سوره «المطففین» در برابر «سجین» واژه «علیین» آمده است. علیین صورت جمع «علیّ» و به معنای رفعتی بالای رفعتی دیگر و بلندایی بالای بلندای دیگر است. بنابراین علیین یعنی آنچه در نهایت رفعت و بلندی است. «۳» در کلام عرب به کسانی علیون گویند که در برترین و مرتفع ترین سرزمین‌ها باشد. در برابر آنان «سفلیون» هستند یعنی کسانی که به سرزمین‌های پست وارد شوند. «۴»
مجلسی به نقل از دیگر مفسران علیون را به معانی: مقام‌های والا همراه با جلالت، آسمان هفتم، سدره المنتهی، بهشت یا لوح زبرجدین معلق از زیر عرش دانسته است. «۵»
علامه طباطبایی سجین را نقطه مقابل علیین می‌داند که در آن معنای پستی و محبوس شدن نهفته است و آیه «وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی سجینٍ» را در مفهوم آیه «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ» «۶»: (آن گاه او را به پست‌ترین جایگاه بر می‌گردانیم) می‌آورد. «۷»
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۱۶۴
پس از این مقدمه اینک به بررسی روایات می‌پردازیم:
از روایت اول چنین به دست می‌آید که علت قرار داشتن نامه عمل فجار در سجین خوردن آن با بغض آل محمد (علیهم السلام) است، در برابر آن، کتاب ابرار و نیکان است که در علیین جای دارد، از آن رو که کتاب ابرار، با حب محمد و آل محمد (علیهم السلام) در آمیخته است.
امام در روایت دوم می‌فرمایند: هنگامی که نامه اعمال مؤمنان، بالا برده می‌شود، درهای آسمان یک به یک بر روی آن باز می‌گردد، اما زمانی که روح و نامه اعمال کافر به آسمان برده می‌شود، فرمان می‌رسد: آن را در سجین فرو افکنید.
روایت سوم، بیان می‌کند: سجین، به کوه‌هایی از آتش اطلاق می‌گردد که تا قیامت، بدکاران را در خود فرو می‌برد.
روایت چهارم گوید: سجین، هفتمین طبقه زمین است. در برابر آن، علیون قرار داد که آسمان هفتم است.
روایت پنجم به این مطالب تصریح می‌کند که وجود ائمه برگرفته از اعلی علیین است و شیعیان آنها دل‌هایشان از همین سرشت اما بدن‌هاشان از چیزی غیر آن آفریده شده و حال آن که سرشت دشمنان اهل بیت و دل‌های پیروانشان از سجین خلق شده است از این روست که دل‌های شیعیان ائمه (علیهم السلام) به سوی آن بزرگواران و جان‌های هواداران دشمنانشان به سوی آنان میل می‌کنند.
در روایت ششم، امام صادق (ع) مصداق ابرار و مقربان، در آیات «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ»، «إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ» «۱»
و «یشهده المقربون» را پیامبر (ص)، و علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) می‌داند.
آن حضرت در آخرین روایت، مصداق «الفجار» در آیه «کلا إن کتاب الفجار» را
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۱۶۵
فلان و فلان ذکر می‌کند که به قرینه روایاتی که مصداق اتم و اکمل ابرار را پیامبر و ائمه (علیهم السلام) و شیعیان آن‌ها می‌داند و به قرینه مقابله، مصداق بارز الفجار را دشمنان آنان می‌داند و چون خلقت شیعیان با آل محمد (علیهم السلام) یکی، دل‌هاشان به سوی آن‌ها مشتاق و وجودشان با حب آنان عجین گشته است و سرشت دشمنانشان با بغض آل محمد (ص) در آمیخته و منشأ وجودشان چیزی سوای طینت محمد و آل محمد و شیعیان آنان و از جنس سرشت و طینت امامان باطل خود است. بنابراین، عبارت فلان و فلان در این روایت یا از کلام امام (ع) است که به جهت تقیه به نام فرد تصریح نشده یا این که امام آن را به صراحت بیان داشته ولی روایت، در دوران‌های بعد دچار تغییر شده است.
از آنچه گفتیم، استفاده می‌شود که تفسیر واژه «کتاب» در دو آیه یاد شده به نامه اعمال «۱»، روح «۲»، سرشت و طینت افراد یا سرنوشت و قضاء حتمی «۳» توسط بعض مفسرین، همه صحیح است، بدین دلیل، که نامه اعمال انسان ماهیت و سرشت او را نشان می‌دهد؛ زیرا کیفیت و چگونگی اعمال انسان، ناشی از روح و باطن اوست که با توجه به نشأت گرفتن از سجین یا علیین تغییر می‌کند.
از آن جا که روح انسان از اعمال او آگاه و مکانی برای نگاشتن علوم اوست، «۴» بنابراین به منزل صحیفه و نامه‌ای برای آن محسوب می‌شود. پس اعمال انسان و در نتیجه سرنوشت او، از روح و سرشتش سرچشمه می‌گیرد و اگر روایات، سجین را مکانی در جهنم نامیده اند، بدان معناست که سرنوشت هر کس این گونه باشد، جهنم و آتش
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۱۶۶
سوزان است؛ زیرا وجود او وابسته به مادیات و معلوماتش از جنس جرائم و اخلاق سیئه و نامه اعمالش از جنس اوراق پست می‌باشد، و اگر سجین را به معنای زندان ابد گرفته‌اند؛ چون صاحب چنین طینتی همان گونه که در دنیا در زندان تن و ماده اسیر بوده، در آخرت نیز در زندانی که حاصل اعمال زشت اوست، مخلد می‌گردد و اگر آن را به معنای پست‌ترین مکان و مرتبه گرفته‌اند و گاه از آن به عنوان هفتمین طبقه زمین یاد کرده‌اند، بدین معناست که روح و جان فجار در پست ترین مراتب قرار دارد، از این رو وقتی عمل چنین افرادی به آسمان برده می‌شود دستور می‌رسد آن را فرو افکنید؛ زیرا تنها اعمال نیکو به سوی او بالا می‌روند «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ» «۱»؛ (سخنان پاکیزه به سوی او بالا می‌رود، و کار شایسته به آن رفعت می‌بخشد.)
در برابر آنان ابرار و مقربان قرار دارند که منشأ وجود، سرشت و روحشان والا و عالی است؛ اعمال و معلوماتشان از امور قدسی و روحانی و برتر از ماده است و نام اعمالشان در «صُحُفٍ مُکَرَّمَهٍ مَرْفُوعَهٍ مُطَهَّرَه» و در اعلی علیین است و به آسمان هفتم برده می‌شود. همان گونه که این افراد، خود را در این جهان از زندان مادیات رهانیدند و روح خود را به بالاترین مرتبه تعالی رسانیدند، سرانجام، عملشان نیز در بالاترین مرتبه و در اعلی علیین و آسمان هفتم قرار دارد. این تفسیر از سوی شماری از مفسران مطرح شده است.» پس با وجود آن که این روایات هفتگانه به ظاهر با یکدیگر در اختلافند؛ لیکن در حقیقت همه به یک واقعیت اشاره دارند و آن برتری مقام ابرار و پستی جایگاه فجار و بدکاران است و برترین مصداق ابرار، افرادی هستند که وجودشان با محبت پیامبر و خاندان پاکش در آمیخته و در برابر آن، بارزترین مصداق فجار کسانی هستند که در
کتب تخصصی، ج‌۵، ص: ۱۶۷
ضمیر خویش بغض و کینه آن بزرگواران را می‌پرورانند.
پس روایت اول از باب تفسیر باطن و تأویل، روایت دوم، تفسیر آیه، روایت سوم و چهارم، تفسیر لغوی، روایت پنجم، استشهاد به آیه و سرانجام دو روایت ششم و هفتم از باب ذکر مصداق اتم و اکمل است.
«کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ» [۱۴]
نه چنین است، بلکه آنچه مرتکب می‌شدند زنگار بر دل‌هایشان بسته است.
برگرفته از کتاب روایات تفسیری امام باقر و امام صادق علیهما السلام نوشته خانم لاله افتخاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


شش + = 11