سیره عملی و رفتاری

نمونه از نهی از منکر امام باقر

ابوبصیر می گوید: در کوفه به یکی از بانوان، قرائت قرآن یاد می دادم، روزی در یک موردی با او شوخی کردم، پس از مدتی در مدینه به محضر امام باقر علیه السلام رسیدم، مرا سرزنش کرد و فرمود: «کسی که در جای خلوت گناه کند، خداوند نظر رحمتش را از او بر می گرداند، آن چه سخنی بود که به آن بانو گفتی؟!»
از شدت شرم، سرافکنده شدم و توبه کردم، امام باقر علیه السلام به من فرمود: «مراقب باش که دیگر تکرار نکنی و با زنان نامحرم شوخی ننمایی». [۱۴۷].
ابو صباح کنانی یکی از شاگردان برجستهی امام باقر علیه السلام روزی به در خانه آن حضرت آمد، و در را زد، یکی از کنیزان خانهی امام به پشت در آمد تا در را باز کند، ابو صباح با دست بر سینه بر آمدهی او زد و گفت: «به مولایت بگو من هستم.» (به این ترتیب با نهادن دست بر سینه او گناه کرد).
در همین هنگام امام باقر علیه السلام در میان خانه با صدای بلند فرمود:
ادخل لا ام لک:
«ای مادر مرده! وارد خانه شو.»
ابوصباح وارد خانه شد و به امام عرض کرد: «قصد گناه نداشتم، بلکه می خواستم بر ایمانم در مورد شما «که آیا از پشت
[صفحه ۱۳۵]
پردهها اطلاع دارید یا نه؟» بیفزایم.»
فرمود: «راست می گویی، اگر می پندارید که این دیوارها جلو دید ما را می گیرند، چنان که جلو دید شما را می گیرند، پس بین ما و شما چه فرق است، بپرهیز که بار دیگر چنین گناهی را مرتکب نشوی.» [۱۴۸].
برگرفته از کتاب نگاهی به زندگی امام باقر علیه السلام نوشته آقای محمد محمدی اشتهاردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


چهار × = 16