حوادث، وقایع، هجرت

پیام جابر از رسول خدا برای امام باقر علیه السلام

در میان احادیث نبوی، حدیث جابر بن عبدالله انصاری هم از نظر راوی و هم از نظر مضمون و پیام حدیث و هم از جهت کثرت
نقل در کتابهای حدیث، ویژه و ممتاز است. جابر بن عبدالله از جملهی انصار و اصحاب رسول خدا است که مورد قبول و احترام
خاصه و عامه میباشد. [ ۵۲ ] او از کسانی است که همراه با هفتاد نفر از انصار در پیمان عقبه حاضر بود، و البته در آن روز کمسن
ترین آنان بشمار میآمد. [ ۵۳ ] سپس در نوزده غزوه همراه رسول خدا (ص) شرکت جسته است [ ۵۴ ] و پس از وفات آن حضرت،
در مسجدالنبی مجمع علمی داشته و شیفتگان احادیث نبوی از او کسب دانش میکردهاند. [ ۵۵ ]. روایت جابر از طرق مختلف و به
گونه های متفاوت نقل شده است، اما همهی آنها هماهنگ و مؤید یکدیگر است. از جملهی آن روایات، بیانی است از محمد بن
مسلم. محمد بن مسلم گوید: در کنار جابر بن عبدالله نشسته بودیم که امام سجاد (ع)، همراه با فرزند خردسالش، محمد وارد شد.
امام سجاد (ع) به فرزندش فرمود: سر عمویت را ببوس. محمد به طرف جابر آمد و سر او را بوسید. جابر که در آن ایام بینایی را از
دست داده بود، پرسید، این کودک کیست؟ امام سجاد (ع) فرمود: فرزندم محمد است. جابر محمد را در آغوش کشید و گفت: ای
محمد! رسول خدا (ص) به تو سلام میرساند. [صفحه ۳۲ ] حاضران به جابر گفتند: این سخن را بر چه اساسی میگویی؟ جابر
گفت: در خانهی رسول خدا (ص) بودم که او حسین را سرگرم مینمود. در آن هنگام به من رو کرد و گفت: ای جابر! فرزندم
حسین، دارای فرزندی خواهد شد که نامش علی است… و علی نیز دارای فرزندی خواهد شد که نامش محمد است. اگر او را
ملاقات کردی، سلام مرا به او برسان، و بدان که پس از ملاقات وی، تو به پایان زندگی نزدیک شدهای. محمد بن مسلم میگوید:
سخن جابر تحقق یافت و او پس از مدتی کوتاه بدرود حیات گفت. [ ۵۶ ]. بیان دیگر، روایت ابان بن تغلب است. ابان بن تغلب از
امام صادق (ع) روایت میکند که جابر بن عبدالله آخرین صحابی رسول خدا (ص) از دلبستگان اهل البیت (ع) بود. او در مسجد
رسول خدا (ص) مینشست، عمامهی مشکی بر سر میبست و همواره ندا میداد: ای باقرالعلم، ای باقرالعلم! مردم مدینه میگفتند:
جابر هذیان میگوید! جابر در پاسخ آنان میگفت: نه به خدا سوگند، هذیان نمیگویم. آنچه من گفتم بدان خاطر است که از
رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود: تو فردی از خاندان مرا ملاقات خواهی کرد که نامش، نام من و سیمایش، سیمای من است و به
گونهای شگفت حقایق علمی را میشکافد… [ ۵۷ ]. تاریخ یعقوبی روایت جابر را چنین نقل کرده است: جابر بن عبدالله انصاری
گوید که رسول خدا (ص) به من فرمود: تو روزگار درازی خواهی زیست، تا مردی از نسل مرا ملاقات کنی که شبیهترین مردم به
من و همنام من است. چون او را دیدی سلام مرا به او برسان. چون سن جابر به کهولت رسید و پایان عمر خود را نزدیک یافت،
همواره میگفت: ای باقر! ای باقر! کجا هستی؟ تا این که روزی او را ملاقات کرد. بر دست و پای او بوسه میزد و میگفت: ای
شبیه رسول خدا (ص)! پدر و مادرم به قربانت، [صفحه ۳۳ ] جدت تو را سلام رسانیده است. [ ۵۸ ]. روایت جابر بن عبدالله توسط
خود امام باقر (ع) از زاویهای دیگر مطرح گشته است. در این روایت امام باقر (ع) از دیدار با جابر و دریافت سلام رسول خدا (ص)
توسط وی گزارش داده است. [ ۵۹ ]. جز این موارد، حدیث جابر بن عبدالله با عباراتی دیگر اما مؤید یکدیگر و هماهنگ با هم وارد
.[ شده است. [ ۶۰
صفحه ۲۴ از ۱۵۵
برگرفته از کتاب امام باقر علیه السلام جلوهی امامت در افق دانش نوشته: احمد ترابی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


چهار − 3 =